دفاع حجت‌الاسلام رسایی از خواننده‌ی زیرزمینی اصلا مشکل آقای تتلو چیست؟

[ad_1]

 

 

حمید رسایی مهمان جشنی بود که یکشنبه عصر برگزار شد و در آن از فعالان فضای مجازی که به گفته رسایی به دلیل اظهارنظرهای‌شان مورد حمله قرار گرفته بودند، تقدیر کردند. سوژه یکی از این تقدیر‌ها همانی بود که یک روز مانده به پایان فرصت تبلیغات انتخاباتی در فرودگاه با ابراهیم رییسی دیدار کرد تا مسیر باخت اصولگرایان هموارتر شود.

امیرحسین مقصودلو یا امیر تتلو مهمان این جشن بود که از سوی حمید رسایی، نماینده سابق مجلس و عضو جبهه پایداری هم مورد تقدیر قرار گرفت. همین تقدیر بود که واکنش‌های بسیاری را در فضای مجازی به بار آورد. فعالان اصولگرای بسیاری از آن انتقاد و حتی اصلاح‌طلبانی همچون عباس عبدی هم تحلیل کردند که «اصولگرایی را می‌توان به پیش و پس از این عکس طبقه‌بندی کرد و برای دود کردن این جماعت، کوشش برای کسب چند رای ناقابل و البته حلال کافی است».

 با این حال حمید رسایی سخت از تقدیری که از این خواننده زیرزمینی کرده راضی است و می‌گوید: « تقدیر از کسی که از گذشته‌اش پشیمان است کار درستی است». متن گفت‌وگو با او را در ادامه می‌خوانید:

یکشنبه مراسمی برگزار شد. برگزاری این مراسم با حواشی بسیاری همراه شد از جمله عکس‌هایی که از حضور خواننده زیرزمینی آقای امیر حسین مقصودلو و تقدیر شما از وی منتشر شده بود. خود شما در مورد این حواشی و رخدادها چه نگاهی دارید؟

مگر عکس‌هایی که منتشر شده چه ایرادی داشته؟ صحنه عجیب و غریب و خلاف عرفی در آن بود؟

حضور شما به عنوان یک روحانی در چنین مراسمی در کنار یک خواننده زیرزمینی خب کمی عجیب است. حتی برخی اصولگراها انتقاد کرده و پرسیده‌اند اگر اصلاح‌طلبان چنین کاری را می‌کردند خودمان چه می‌کردیم. مگر آقای روحانی که هم اسمش روحانی است و هم لباس روحانیت دارد هیچ‌وقت با چنین آدم‌هایی ننشسته است که حضور مثل من در کنار این فرد برای شما عجیب به نظر رسیده؟

اگر آقای روحانی را هم ببینم شاید چنین سوالی را هم از ایشان بپرسم. اما الان مخاطبم شما هستید.

پس این سوال شما از آقای روحانی هم هست؟

اگر ببینم که آقای روحانی در کنار فردی مثل آقای تتلو می‌ایستد و عکس می‌گیرد حتما از ایشان هم می‌پرسم.

حالا به نظر شما اشکال آقای تتلو چی هست؟

من خبرنگارم و نمی‌توانم ایرادی روی افراد بگذارم. از واکنش‌هاست که چنین سوالی می‌پرسم.

حتما از نظر شما یک ایرادی داشته که اینطور می‌گویید…

نه من فقط واکنش‌ها را می‌گویم. از همان دیدار این آقا با آقای رییسی در جریان انتخابات این واکنش‌ها شروع شده بود که این خواننده زیرزمینی از لحاظ اخلاقی و ظاهری با اصولگرایان و شعارهای‌شان همخوانی ندارد. خود شما فکر می‌کنم در این مورد در دوران نمایندگی‌تان از وزیر ارشاد وقت سوال پرسیدید.

اشکال آقای تتلو در حال حاضر از نظر شما و دیگر کسانی که حاشیه درست کردند چیست؟ این آدم گذشته و سابقه‌ای دارد که بخشی از آن هنوز در ظاهرش همراه اوست که نمی‌تواند آن را از خودش جدا کند و بخش دیگری از آن رفتارهایی است که از آنها اعلام برائت کرده و بارها گفته که از آن اقدامات پشیمان است. از آن گذشته تصاویری در فضای مجازی منتشر شده که هر بار موضعی می‌گیرد که باب میل یک جریان فکری سیاسی خاص نیست، آن تصاویر را به رخش می‌کشند اما خودش پشیمان است. علاوه بر اینکه از آن گذشته اظهار پشیمانی کرده است، در راستای جبران آن گذشته هم اقداماتی را انجام داده است و در صفحات مجازی‌اش به کسانی که طرفدارش هستند توصیه‌ها و نصیحت‌هایی می‌کند که در راستای جبران گذشته‌اش است.

آخرین اظهارنظری که من از وی دیدم در مورد قتل دختربچه هفت‌ساله پارس‌آباد بود که معتقد بود اگر این دختربچه حجاب داشت مورد سوء قصد یا تجاوز قرار نمی‌گرفت. منظورتان دقیقا در مورد این توصیه‌ها چیست؟

خودتان اگر مراجعه کنید، می‌بینید که نصیحت می‌کند و می‌گوید که تا انتهای برخی کارها را رفته است اما در انتهای این کارها چیزی جز پشیمانی نیست و بالاخره به فهم خودش در حال جبران آن بخش است. در مورد بعضی از اتفاقات اجتماعی هم نقطه نظراتی دارد. چطور شما برای دیگران حق اظهارنظر قایلید که می‌توانند نظرشان را بدهند و آزادی بیان داشته باشد اما این فرد چنین حقی ندارد؟ در همین روزنامه اعتماد شما بارها دیده‌ام موضوعاتی هستند که اگر مورد بررسی قرار بگیرد هم خلاف ضوابط انقلابی است و هم خلاف ضوابط دینی.

مثل چی؟

متعدد است. از امور مربوط به نفی مبانی انقلاب و امام مثل بزک کردن رفتار دشمنان این انقلاب تا مقالاتی که خلاف ارزش‌های دینی است.

در نظر داشته باشید که این نگاه شما در شرایطی است که مدیرمسوول همین روزنامه نماینده مجلس هستند و از سوی شورای نگهبان مورد تایید قرار گرفتند.

مگر مدیر مسوول شما برای روزنامه‌اش وقت می‌گذارد؟

هیچ مطلبی بدون تایید مدیر مسوول در این روزنامه منتشر نمی‌شود.

اگر هم بگذارد باز دلیل نمی‌شود. اگر بودن یک نفر در یک چنین جایگاهی، دلیل بر این می‌شود که او یا رسانه او هر کاری می‌کند درست است پس به چه علت شما از بقیه انتقاد می‌کنید؟

نه من می‌گویم وارد اتهام‌زنی نشویم. مدیر مسوول یک روزنامه ناظر بر عملکرد یک روزنامه است.

با این نگاه شما که این اتهام‌زنی نیست. اگر اینطوری باشد شما هم به بقیه اتهام می‌زنید. آقای رییسی، رییس دادگاه ویژه روحانیت است و عضو مجلس خبرگان است پس چرا به ایشان ایراد می‌گیرید؟ حتما کارش درست است که می‌رود و با آقای تتلو دیدار و گفت‌وگو می‌کند. حرف من این است که چرا حق آقای تتلو و مثل تتلو را در آزادی بیان به رسمیت نمی‌شناسید؟ نظر شخصی‌اش را گفته و نظر شخصی‌اش این بوده است که یکی از عواملی که می‌تواند باعث این اتفاق شود (تجاوز و قتل دختربچه پارس‌آبادی) این است که اگر حجاب در جامعه رعایت شود این اتفاق نمی‌افتاد. حالا این اظهارنظر می‌تواند درست باشد یا غلط باشد. من نمی‌خواهم آن را تایید یا تکذیب کنم. البته در توصیه‌های دینی هم هست که با وجود آنکه سن تکلیف دختران از ٩ سال و سن تکلیف پسرها از ١٥ سال است ولی تاکید شده که قبل از این سن بچه‌ها را به واجبات و ترک محرمات عادت دهید تا زمانی که به سن بلوغ رسیدند انجام واجب برای‌شان سخت نباشد. می‌خواهم بگویم که این دیدگاه شخصی‌اش است و می‌تواند قابل بحث باشد. چرا شما فکر می‌کنید که این آدم حق حرف زدن ندارد؟ فقط چون از نظر سیاسی مثل شما فکر نمی‌کند.

اجازه می‌دهید پاسخ بدهم؟

یعنی چنین چیزی باعث می‌شود که شما دهان این آدم را ببندید؟ مگر بقیه نظر می‌دهند نظرات‌شان صد در صد درست است؟

علت اصلی این انتقادها این است که حضور چنین فردی در مراسمی که همه سردمداران آن اصولگرایان بودند با مبانی اصلی اصولگرایی نمی‌خواند.

مگر مبانی اصولگرایان چیست؟ آدمی از گذشته‌ای که داشته است ابراز ندامت کرده است باید او را دور انداخت؟

خب اگر خوانندگانی که لس‌آنجلسی خوانده می‌شوند هم توبه کنند شما از آنها تقدیر می‌کنید؟

حتما توبه واقعی ارزش دارد. اما تقدیر دو روز پیش علت دیگری هم داشت. این تقدیر از کسانی صورت گرفت که در فضای مجازی فعال هستند و به خاطر اعتقاد دینی و انقلابی‌شان مورد هجمه قرار گرفته‌اند. آقای تتلو یکی از اینها بود یا خانم بهنوش بختیاری در مورد مسائل مختلف مثل برجام اظهارنظر کرده و بعد در فضای مجازی مورد هجمه قرار گرفته بودند.

خب خیلی افراد دیگری هم هستند که به دلیل اظهارنظرهای‌شان مورد اهانت قرار می‌گیرند. چرا آقای تتلو باید در این میان انتخاب شود؟

این موارد نمونه است. غیر از ایشان افراد دیگری هم بودند از مجری هواشناسی تا کارشناس برنامه کودک و محیط‌بان و دیگران. ببینید همین خانم بهنوش بختیاری که رسایی نیست. یک هنرپیشه است که سابقه سیاسی ندارد و می‌گوید تنها به دلیل اینکه یک اظهارنظر شخصی در مورد برجام کرده است مورد اهانت قرار می‌گیرد، خب شما پاسخ دهید چرا باید به اینها اهانت شود؟

ما هیچکدام منتقد حضور خانم بختیاری نیستیم. تنها می‌گوییم آقای تتلو کمی با مبانی اصولگرایی فاصله دارد.

خب خانم بختیاری هم مثل آقای تتلو. چه فرقی با هم دارند؟ همین خانم بختیاری به خاطر یک اظهارنظر درباره برجام کلی مورد اهانت قرار گرفت.

خب خیلی فرق دارند، ندارند؟

فرقشون چیه؟ اصلا مشکل آقای تتلو چیست؟ من از شما سوال می‌کنم. تتلو می‌گوید گذشته‌ای دارد و از این گذشته پشیمان است و توبه کرد.

[ad_2]

لینک منبع

معاون ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی مطرح کرد ؛ فیلم‌های توقیفی مُخل امنیت نظام نبودند/ سرنوشت «کاناپه» و «رستاخیز» خارج از توان سازمان و دولت است

[ad_1]

 

ابراهیم‌ داروغه‌زاده کمتر از 40 روز است که به جای حبیب ایل‌بیگی بر مسند معاونت ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی تکیه زده است؛ معاونتی که بی‌شک مهم‌ترین و چالش‌برانگیزترین بخش سازمان سینمایی محسوب می‌شود و بیشتر هم از آن به عنوان محلی برای سانسور و ممیزی فیلم‌های سینمایی یاد می‌شود.

داروغه‌زاده که تحصیلاتش در رشته پزشکی است و سابقه مدیریت در جشنواره فیلم فجر و معاونت فرهنگی بنیاد سینمایی فارابی را هم دارد در حالی معاون سازمان سینمایی شده است که دولت یازدهم به روزهای پایانی عمر خود رسیده و با معرفی کابینه و تشکیل دولت دوازدهم مشخص نیست چه تغییراتی در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و نیز سازمان سینمایی رخ می‌دهد و آیا مدیران جدید در این سازمان ماندگار خواهند بود یا خیر!

با این حال معاون جدید ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی در همان بدو ورود و شروع کار خود مسئول کمیته‌ای برای رسیدگی به فیلم‌های توقیفی سینما شد که در چند وقت اخیر به یکی از مهم‌ترین سوژه رسانه‌های سینمایی تبدیل شده است. علاوه بر این به نظر می‌رسد داروغه‌زاده در همین مدت کم، تصمیم‌هایی گرفته یا نظراتی داده است که باعث شده در بین جماعت سینمایی حرف و سخن‌هایی از سخت‌گیری‌های زیاد او در بخش ممیزی پیچیده شود؛ مسئله‌ای که او نه تنها آن را رد نمی‌کند بلکه تاکید می‌کند، «من در اصول خیلی سخت‌گیر هستم و اصلا کوتاه نمی‌آیم. بنابراین موضوعاتی که برای برخی نهادها یا رسانه‌ها مهم است و باعث می‌شود واکنش‌هایی به نمایش برخی فیلم‌های سینمایی داشته باشند برای من هم مهم است و فکر نمی‌کنم کسی بتواند بیشتر از خودم سخت‌گیری کند.»

داروغه‌زاده که دبیری جشنواره سلامت را هم برعهده دارد، این نظرات قاطعانه را در حالی مطرح کرد که در عین حال معتقد است، فیلم‌هایی همچون «خانه پدری»، «آشغال‌های دوست‌داشتنی» و «عصبانی نیستم » با توجه به بازنگری ها و إصلاحاتی که انجام شده ، مشکلی برای اکران ندارند.

                                                              این فرصت را از خودم نگرفتم 

معاون ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی در ابتدای این گفت‌وگو در پاسخ به اینکه چطور حاضر شد در آستانه تشکیل دولت دوازدهم و نامشخص بودن وضعیت مدیریتی وزارت فرهنگ و نیز سازمان  سینمایی در این معاونت شروع به کار کند؟ بیان کرد: اگر به شکل فلسفی بخواهیم با این مسئله همراه شویم باید بگویم هر روزی که زندگی می‌کنیم می‌تواند آخرین روز زندگی ما باشد پس بهتر است اگر می‌توانیم، در آن روز کاری را انجام دهیم که در صورت انجام ندادن پشیمان خواهیم شد بنابراین حتما آن را انجام دهیم. در این‌باره آقای حیدریان (رییس سازمان سینمایی) و مشاوران ایشان فکر کردند شاید من بتوانم در این جایگاه کمکی کنم و من هم پذیرفتم؛ یعنی فکر کردم حتی اگر یک یا دو ماه هم حضور داشته باشم و بتوانم کارمفیدی انجام دهم خوب است که کمک کنم و این فرصت را از خودم نگرفتم.

وی درباره دبیری جشنواره سلامت هم با اشاره به زمان برگزاری آن در ابتدای شهریورماه گفت: آن جشنواره دیگر کمتر وقت مرا می‌گیرد چون مدیر اجرایی دارد و کارهایش طبق روال دنبال می‌شود.

                          درباره‌ی «مادر قلب اتمی» ما تماسی برای پایان دادن به اکران فیلم نداشتیم

داروغه‌زاده در ادامه در پاسخ به اینکه آیا پیش‌بینی می‌کرد در همین ماه‌های ابتدایی کارش با چالش فیلم‌هایی همچون «اکسیدان» یا «مادر قلب اتمی» و انتقادهایی که از سوی نمایندگان مجلس مطرح شد روبرو شود؟ اظهار کرد: درباره «مادر قلب اتمی» اول بگویم که برخلاف آنچه رسانه‌ای شد ما اصلا تماسی برای پایان دادن به اکران فیلم نداشتیم و اکران این فیلم طبق مصوبه شورای صنفی نمایش به دلیل پایین آمدن کف فروش تمام شد.

                                       خیلی از نقدهای مطرح شده،رنگ بوی سیاسی داشته

وی ادامه داد: چالش‌های دیگر هم به نظرم قابل پیش‌بینی بود چون در شرایط  معرفی کابینه جدید به مجلس هستیم و خیلی از نقدهایی که درباره فیلم‌ها و عملکرد مدیران سینما مطرح می‌شود رنگ و بوی سیاسی داشته و با اهداف دیگری انجام می‌شود. با این حال ما آن‌ها را هم خوشبینانه نگاه می‌کنیم و با نگاه فرهنگی مورد ارزیابی قرار می‌دهیم.
 

او درباره کمیته‌ رفع توقیف فیلم‌ها نیز اظهار کرد: باید اول جایگاه این کمیته را مشخص کنیم چون تصوری که  وجود دارد این است که شاید این کمیته تصمیم‌گیر باشد، ولی آنچه در نظر سازمان سینمایی است این است که برخی فیلم‌هایی که برای اکران با مشکل روبرو شده‌اند با تغییراتی در برخی سکانس‌ها می‌توانند نمایش داده شوند و این کار براساس توافق و تفاهم با اعضای کمیته میان تهیه‌کننده صورت می‌گیرد که بعد در قالب یک پیشنهاد به شورای پروانه نمایش ارائه خواهد شد تا در آنجا به شکل قانونی مجوز بگیرد.

این مدیر فرهنگی با بیان اینکه به نتیجه کار خوش بین است، اضافه کرد: فکر می‌کنم بسیاری از فیلم‌هایی که بررسی می‌شوند قابلیت رفع مشکل‌ از آن‌ها وجود دارد البته اگر نخواهند در مظان جریان‌های سیاسی خارج از حوزه فرهنگ قرار گیرند چون برای بسیاری از آن‌ها سوءتفاهماتی ایجاد شده که قابل رفع است و نگرانی ایجاد نمی‌کند و ممکن است خیلی موارد نادری باشند در میان فیلم‌ها که مشکل‌شان را نمی‌توانیم حل کنیم. بنابراین بسیار امیدوارم که پس از پایان کار کمیته، شورای پروانه نمایش به این فیلم‌ها مجوز اکران دهد. کما اینکه برخی از این فیلم‌ها از قبل مجوز نمایش گرفته بودند و بعد دچار سوءتفاهماتی شدند.

                                                                        سرنوشت «خانه پدری»

داروغه زاده در پاسخ به اینکه اگر  به طور مصداقی بخواهد درباره فیلم‌ها صحبت کند، وضعیت «خانه پدری» را که گفته شده بررسی‌اش به پایان رسیده چگونه اعلام می‌کند؟ توضیح داد: برای هر کدام از فیلم‌ها باید این موضوع در نظر گرفته شود که چه بخشی از جامعه و چه نهادی با فیلم مشکل پیدا کرده است. برای رفع مشکل فیلم «خانه پدری» راه اول این است که با تهیه‌کننده گفت و گو کنیم تا آن سکانسی که بحث ایجاد کرده (ضربه زدن به سر دختر و کشتن او) حذف شود ولی اگر اصرار داشته باشند که آن صحنه در فیلم باشد پس باید رده سنی برای تماشاگران فیلم تعیین کنیم.

او البته پس از اینکه یاداوری شد این محدودیت‌ها قبلا هم درنظرگرفته شده بودند و اتفاق جدیدی نیست صحبت دراین باره را به بخشی دیگر موکول کرد و در تحلیلی آسیب شناسانه از سینمای امروز ایران گفت:به نظرم وضعیت الان سینما مطلوب نیست. فیلم‌های ما  به تدریج هم از جنبه هنری و هم از جنبه محتوا و پیامی که باید داشته باشند و نیز از جنبه سینما بودن و جذب مخاطب دچار مشکل شده‌اند. درواقع سینمای ما به سمتی میل می‌کند که در آن یکسری فیلم‌ها مثل فیلم‌های کمدی سطحی بخش اعظمی از فروش سالانه را به خود اختصاص می‌دهند.

                       مسیر سینمای ما به سمت فیلم‌های کمدی نازل و سطحی دارد می‌رود

معاون ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی افزود: مسیر سینمای ما به سمتی می‌رود که فیلم‌های کمدی نازل و سطحی جای فیلم‌های جدی و کمدی خوب که ذائقه مخاطب را بالا ببرد و نیز جای فیلم‌های ارزشمند و فاخر و دارای معنا و مفهوم و حتی جای فیلم‌های هنری را گرفته است.

وی خاطرنشان کرد: باید دید چرا این اتفاق افتاده است؟ آیا سینماگران دوست دارند در این مسیر باشند یا مسئولان آن‌ها را به این سمت کشانده‌اند؟ یا سیاست‌های دراز مدت و رویه برخورد با فیلم‌ها سینماگران را به این سمت سوق داده است؟

                 نگرانی که به اعضای شورای پروانه ساخت و نمایش منتقل می‌شود

او با بیان اینکه به طور طبیعی فیلم‌های سینمایی اجتماعی حرفی برای گفتن دارند و نقدی همراهشان است، گفت: ظرفیت نقد پذیری در جامعه ما کم است و این سوال مطرح است که اگر فیلمی جدی بسازیم که در آن یک قشری از جامعه مثل پزشک‌ها ، پلیس ، قاضی یا بخشی از روحانیت را به درستی نقد کند آیا ظرفیت پذیرش آن وجود دارد؟ البته جواب مشخص است، پس این عدم پذیرش به مدیران سیاست‌گذار در ارشاد و سازمان سینمایی و نیز اعضای شورای پروانه ساخت و نمایش منتقل می‌شود و طبیعتا شورای پروانه ساخت و نمایش این فیلم‌ها را با نگرانی بیشتری مورد بررسی قرار می‌دهد در نتیجه برای فیلم‌سازی که می‌خواهد فیلمی جدی و با حرف و پیام خاصی بسازد ناامنی ایجاد می‌شود، چون برداشت‌های خاصی از فیلم او صورت میگیرد.

داروغه زاده گفت: همه این‌ها شرایط را به جایی می‌رساند که بخش خصوصی فکر می‌کند سرمایه‌اش کجا می‌تواند تضمین بازگشت داشته باشد؟ از طرف دیگر نهادهایی هم هستند که  با بودجه بیت‌المال باید فیلم بسازند، مثل فارابی، سازمان سینمایی اوج، حوزه هنری، انجمن سینمای دفاع مقدس و شهرداری‌ها. این‌ها از بودجه عمومی ارتزاق می‌کنند تا فیلم‌های واجد ارزش تولید کنند؛ ارزش‌هایی که مدعی آنها هستیم. در حالی که تعداد فیلم‌های خوبی که این ارگان‌ها وظیفه ساخت‌اش را دارند خیلی کم است و تهیه‌کنندگان، الگویی از آن طرف نمی‌بینند چون این سازمان‌ها خودشان فیلمی که مخاطب را جذب کند ندارند تا مثلا به بخش خصوصی آدرس دهیم که اگر بخواهید، می‌شود فیلمی ارزشمند  ساخت که نه کمدی سطحی باشد و نه مشکل داشته باشد و در عین حال با مخاطب  انبوه ارتباط برقرار کند.

                                 باید به سینماگران اجازه داد که دولت را نقد کنند

او با تاکید براینکه تمام مخاطبان سینما این طور نیستند که دوست داشته باشند فیلم‌های کمدی آن هم در شکل سطحی بینند، گفت: محدودیت‌ها شرایط را به سمتی برده که این فیلم‌های سطحی پررنگ شده‌اند و الان اگر یک بررسی ساده کنیم می‌بینیم بخش مهمی از فیلم‌های خوب، جدی و تأثیرگذار این سال‌ها توقیف شده‌اند؛ یعنی فیلم‌هایی که حرفی برای گفتن دارند، هر چند ممکن است ما از آن حرف خوشمان نیاید برای اکران عمومی دچار مشکل شده‌اند. می‌خواهم بگویم این دولت باید پذیرش بیشتری داشته باشد؛ دولتی که با وعده شنونده‌ی حرف مردم بودن و آزادی‌های بیشتر فکری، اجتماعی واندیشه‌ای برسرکار آمده  باید ظرفیت نقدپذیری خود را افزایش دهد. پس باید به سینماگران اجازه داده شود که رفتار بخش‌های مختلف دولت را نقد کنند و بعد به نهادهای دیگر جامعه برسیم. این نهادها حتی ممکن است مردم باشند. این طور نمی‌شود که فیلم بسازیم و مردم را مسخره کنیم و همه شاد باشند و به همه هم مجوز بدهیم بعد وقتی فیلمی به طنز ساخته شد که نهادی را نقد یا گفت‌وگویی را در جامعه آغاز کرد دچار مشکل شود. باید بپذیریم که به هر حال جای بخشی از این نقدها و گفت‌وگوها در سینماست، آن هم پس از نمایش فیلم نه قبل از آن.

                                            فیلم‌های توقیفی مُخل امنیت نظام نبودند

داروغه زاده در پاسخ به اینکه آیا با این نظراتی که دارد می‌توان امیدوار بود که تمام فیلم‌های توقیفی مجوز اکران بگیرند؟ اظهار کرد: من معتقدم فیلم‌هایی که در این سال‌ها توقیف کردیم هیچ کدام نه مُخل امنیت نظام بودند و نه خط قرمزهای مهم را رد کرده بودند، یعنی شاید یکی دو مورد باشد که خلاف مصالح اصلی یا امنیت نظام پیش رفته باشند که قابل اکران نبودند و باقی بیشتر سوءتفاهم است.

وی همچنین در ادامه در برابر این نکته که امنیت خاطر برای فیلمساز را ابتدا سازمان سینمایی باید ایجاد کند تا سراغ فیلم‌های سطحی کمدی نرود، پاسخ داد: سازمان سینمایی تابع شرایط جامعه است. حرف من این است که این نگاه و ظرفیت نقد باید در جامعه ایجاد شود. نهادها و رسانه‌هایی هستند که بعضی وقت‌ها سوءبرداشت‌هایشان به فشارهایی تبدیل می‌شود که مسئولان را وادار می‌کند تا علیرغم نظر شورای پروانه ساخت یا نمایش تصمیمات دیگری را بگیرند، اما نکته مهم این است که باید بپذیریم سیاست کلان و راهبردی مشخص کننده برای دولت و نظام منویات مقام معظم رهبری است که چراغ راه فیلم‌سازان و مدیران می‌شود. این مسئله در جمهوری اسلامی ایران فرض است و همه بایستی پایبند به ان باشی ولی نکته اینجاست که برداشت‌های مختلفی در سیاست‌های کلانی که مقام معظم رهبری تبیین کردند به وجود می‌آید و هر گروهی فکر می‌کند نظر خودش به سیاست ابلاغی نزدیک‌تر است.

                                                   خطوط قرمز ما فیلمی است که …

او ادامه داد: حال در این میان اگر گروهی قدرت بیشتری داشته باشد سعی می‌کند نظر خود را اعمال کند که البته این‌ها قدرت‌ خود را از جاهای مختلفی می‌گیرند. تمام این اتفاقات در حالی است که گاهی پیش آمده نظر رهبری مخالف با آن فشارهای وارده بوده است، مثلا راجع به فیلم «آدم برفی» و «مارمولک» این اتفاق افتاد یا حتی فیلم «از کرخه تا راین» که ‌دچار همین فشارها بود و عده‌ای فکر می‌کردند این فیلم به جانبازان و هشت سال دفاع مقدس توهین کرده است. بنابراین ما یک سیاست‌های کلان داریم که باید در چارچوب آن‌ها فیلم بسازیم. نباید فیلمی خطوط قرمز یا بنیان‌های خانواده را تحت تأثیر منفی قرار دهد یا مثلا نهاد ازدواج را که یک امر مقدس در جامعه ما هست تضعیف کند چون از نظر ما فیلمی ساختارشکن و غیرقابل ساخت است؛ فیلمی که امنیت نظام و ارزش‌های نظام را هدف قرار دهد یا مسائل شرعی را رعایت نکند خطوط قرمز ما و همه دولت‌هاست.

داروغه زاده در ادامه با اشاره به اعضای شورای پروانه ساخت و نمایش و تاکید براینکه در اعضای این شوراها شخصیت‌های فرهنگی، دینی، موجه و مورد وثوق نظام هستند گفت: با این شرایط فیلمی که از این شوراها پروانه می‌گیرد فیلمی نیست که بتواند توقیف شود. این دقیقا همان جایی است که گروهی اشتباه فکر می‌کنند و برداشت خود را به شورای پروانه نمایش ما اعمال می‌کنند تا نظر آن‌ها درست تلقی شود در حالی که من به عنوان معاون نظارت و ارزشیابی سازمان سینمایی مهم‌ترین ارزشی را که باید از آن دفاع کنم قانون جمهوری اسلامی می دانم.

                       باید میان سلایق شخصی و انجام یک وظیفه قانونی تفکیک قائل شد

او افزود: اعضای شوراهای پروانه ساخت و نمایش مدافع ارزش‌های نظام هستند و نظر آن‌ها کارشناسی است ولی وظیفه من اجرای قانون و مواظبت کردن از مجوزی است که به صورت قانونی توسط این شوراهای موجه و موثق نظام تأیید و صادر شده است. اگر کسی از من بپرسد این فیلم را که مجوز گرفته دوست داری یا خیر، ممکن است بگویم در سلیقه من نیست ولی  فیلم از حداقل‌ها برای اکران برخوردار است و شورای پروانه نمایش به آن مجوز داده است. بنابراین می‌خواهم براین نکته تاکید کنم که باید میان سلیقه شخصی و انجام یک وظیفه قانونی تفکیک قائل شد.

معاون سازمان سینمایی ادامه داد: این طور نیست که سرهر فیلمی مسئله درست کنند و بگویند خودت این فیلم را می‌روی ببینی؟ آیا حاضری تماشا کنی؟ اصلا سینما این نیست. سینما این است که تماشاگر با در نظرگیری سلیقه خود و سابقه کارگردان فیلمی را انتخاب می‌کند، سینما تلویزیون نیست که مخاطب عمومی داشته باشد و حق انتخاب کمتر باشد. در نتیجه بسیاری از فیلم‌هایی که نمایش داده می‌شوند ممکن است حتی فیلم منتخب آن‌هایی که مجوز را می‌دهند نباشد، اما دلیل نمی‌شود که به آن مجوز ندهند.

                                                         سخت‌گیری فقط ممیزی نیست 

ابراهیم داروغه زاده در ادامه این گفت‌وگو در پاسخ به اینکه «وقتی با قاطعیت می گویید از شوراهای صدور پروانه ساخت و نمایش شما هیج فیلمی که امکان توقیف شدن داشته باشد بیرون نمی‌آید، آیا به این معنی است که در این دوره سخت‌گیری‌ها و ممیزی‌ها برای پروانه ساخت یا نمایش بیشتر می‌شود؟» بیان کرد: شوراهای پروانه ساخت و نمایش همیشه خیلی سخت‌گیرانه این کار را انجام می‌دادند ولی برای من این مهم است که شورای پروانه ساختم سخت‌گیرانه‌تر باشد. البته این سخت‌گیرانه بودن صرفا بخش ممیزی را دربرنمی‌گیرد بلکه علاوه بر ممیزی مسئله کیفی و سطح فیلمنامه را هم دربرمی‌گیرد چون از فیلمنامه‌ای که سطحی باشد فیلم شاهکاری تولید نمی‌شود. پس باید کمک کنیم فضا و فرصتی ایجاد شود که وقتی فیلمی به شورای پروانه ساخت ارائه می‌شود صرفا به آن‌جا به عنوان شورایی برای اعمال ممیزی نگاه نشود و به دنبال این هستیم کاری کنیم که سطح کیفی فیلم‌ها هم افزایش پیدا کند، در نتیجه حتما از این به بعد شوراهای پروانه ساخت سخت‌گیری‌های بیشتری را برای صدور مجوز اعمال می‌کنند و تأکید می‌کنم این سخت‌گیری صرفا به معنای ممیزی نیست.

                                    تغییراتی در رویه کار ما حتما صورت می‌گیرد

وی با اشاره به اینکه «برای اینکه فیلم‌های بهتری تولید شود نیاز به متن‌های خوبی داریم و شورای پروانه ساخت جایی است که با متن سروکار دارد» درباره اینکه آیا برای سخت گیری‌های بیشتر قرار است اعضای شوراها هم تغییرکنند؟ گفت: بله، تغییراتی هم در شورای پروانه ساخت و هم در شورای پروانه نمایش با مشورت رئیس سازمان سینمایی انجام می‌شود که البته تغییراتی جزئی است و افرادی که الان حضور دارند هم متخصص و موثق هستند. در نتیجه شاید لازم نباشد تغییر افراد خیلی گسترده انجام شود، اما تغییراتی در رویه کار ما حتما صورت خواهد گرفت.

معاون ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی در پاسخ به اینکه اگر تغییرات جزئی است به چه دلیل لزوم به تغییر اعضا احساس شده است؟ بیان کرد: حقیقت این است که این ضرورت‌ها را رئیس سازمان سینمایی قبل از حضور من در معاونت اعلام کرده بودند و پیش از انکه من بیایم قرار بر تغییر بود.

در ادامه گفت‌وگو بحث به اعلام نظر و خوش بینی رییس سازمان سینمایی و وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی مبنی بر رفع توقیف بسیاری از فیلم‌ها رسید آن هم در شرایطی که خود ابراهیم داروغه زاده تایید می‌کند “فشارهایی خارج از حوزه فرهنگ برای نمایش فیلم‌ها همواره وارد می‌شود.” ضمن اینکه محمد مهدی حیدریان در گفت و گوی خود تاکید کرده بود که “مواردی هم هستند که شرایط رفع توقیف را ندارند چون فیلمی است که جوهرش یا موضوع و تصویری که اشکال داشته آنقدر در کار معلول است که قابلیت نمایش پیدا نمی‌کند.

                                  آخرین روند بررسی فیلم‌ها در کمیته رفع توقیف

داروغه‌زاده درباره آخرین روند بررسی فیلم‌ها در کمیته رفع توقیف اظهار کرد: بعضی فیلم‌هایی که آقای حیدریان گفته‌اند فرصت اکران نمی‌گیرند براساس این نگاه است که مثلا فیلمی در شورای پروانه ساخت نظر موافق راجع به ساخت آن وجود نداشته ولی به هر دلیلی مجوز گرفته و وقتی به شورای پروانه نمایش رسیده رد شده است.  مرحله بعدی برای رسیدگی هم شورای عالی نمایش بوده که فراسازمانی است و نهادهای مختلفی در آن عضو هستند و در آنجا هم ممکن است رد شده باشد. طبیعی است وقتی این روال قانونی برای گرفتن مجوز با موفقیت پشت سر گذاشته نشده در کمیته هم کار چندان خاصی برای آن نمی‌توان انجام داد، یعنی مسئله چیزی نیست که رئیس سازمان سینمایی یا حتی وزیر به راحتی بتواند مشکل آن را حل کند بلکه باید خیلی اتفاق‌ها برای آن فیلم بیفتد تا دوباره وارد چرخه گرفتن پروانه نمایش شود.

این مدیر ادامه داد: از طرف دیگر فیلم‌هایی هم هستند که پروانه ساخت و نمایش دارند و مثلا حتی در جشنواره هم نمایش داده شدند ولی فقط یکی ‌دو مورد به این شکل بوده که یا مشمول زمان شده و دیگر مشکلی برایشان مطرح نیست یا اینکه اصلاح شده و این قابلیت را دارند که دوباره وارد چرخه گرفتن مجوز شوند.

او خاطرنشان کرد: من نمی‌خواهم برای این فیلم‌ها لفظ توقیف یا رفع توقیف را به کار ببرم چون از نظر من بعضی از این فیلم‌ها اصلا توقیفی نیستند که بخواهند رفع توقیف شوند. در یک زمان خاص یک مشکل کوچکی داشتند که می‌توانند در این کمیته بازبینی شوند و اگر جایی نگرانی درباره اکران آن‌ها دارد گفت‌وگو صورت گیرد تا ببینیم آیا می‌توان نگرانی‌ها را مرتفع کرد و بعد بلافاصله فیلم را به شورای پروانه نمایش ارجاع می دهیم. بنابراین معتقدم هرچقدر فضا را در رسانه‌ها حساس‌تر کنیم که قرار است فیلم‌های توقیفی بررسی شوند آسیب بیشتری به این آثار وارد می‌شود.

                              خانه پدری ،عصبانی نیستم و آشغالهای دوست داشتنی قابلیت نمایش دارند

این مدیر فرهنگی در ادامه درباره اینکه برخی فیلم‌ها مثل «خانه پدری»، «عصبانی نیستم»‌ و «آشغال‌های دوست‌داشتنی» در سال‌های گذشته بیشتر با نگاه سیاسی با مشکل روبرو شدند در حالی که اتفاقا دو فیلم آخر  در راستای نقد دولت دهم و تاکید بر وحدت ساخته شدند و با این شرایط چقدر از مجوزهایی که برای نمایش تعدادی از این‌ها در گذشته صادر شده بود حمایت می‌کند؟ بیان کرد: از نظر شورای پروانه نمایش ما و همچنین خود من این سه فیلم قابلیت نمایش دارند. البته باز هم عرض می‌کنم وقتی می‌گویم فیلمی قابلیت نمایش دارد به این معنی نیست که آن را دوست دارم و مورد پسند من است یا حتی با حرفی که فیلم مطرح می‌کند، موافقم.

او گفت: مثلا من با حرفی که فیلم «خانه پدری» می‌گوید اصلا موافق نیستم و خودم به عنوان یک فرد سنتی مذهبی آن فیلم را اصلا دوست ندارم یعنی نه تنها آن فیلم را نمی‌پسندم  بلکه اگر مسئولیت سینمایی نداشتم پس از نمایش حتما درباره آن نقدی می‌نوشتم و منتقد آن می‌شدم ولی به لحاظ قانونی واقعا معتقدم «خانه پدری» مشکلی ندارد و با در نظر گیری رده سنی مشخص می‌توان آن را به صورت محدود اکران کرد و البته به هر حال طبیعی است که این فیلم پرفروش نخواهد شد چون آن جنبه‌هایی از سینما که انبوه مخاطب بخواهد آن را ببیند ندارد.

                                  از این پس برای تمامی فیلم‌ها گروه سنی مشخص می‌شود

وی در این بخش پیش از ادامه صحبت خود درباره فیلم ها، یادآور شد که قرار است از این پس در شورای پروانه نمایش برای تمام فیلم‌ها گروه سنی مشخص و در صورت لزوم توصیه‌هایی برای افرادی که نباید فیلم را ببینند ارائه شود.

                                کارگردان بخش‌هایی از فیلم “آشغالها” را اصلاح کرده است

سپس معاون سازمان سینمایی اضافه کرد: همچنین درباره فیلم «آشغال‌های دوستی داشتنی» نباید فراموش کرد بخشی از فیلم به فتنه سال 88 مربوط است که به هر حال آن مسئله خط قرمز نظام است، یعنی مسئله فتنه از آن جنبه‌ای که محسن امیریوسفی به آن نگاه کرده مردود و جزو خطوط قرمز است که طبیعتا شورای پروانه نمایش هیج دوره‌ای به آن مجوز نخواهد داد، ولی آقای امیریوسفی آن‌ بخش‌ها را اصلاح کرده و مواردی که جزو فتنه بوده همه برطرف شده است و الان فیلم تبدیل شده به اثری که فضای گفتمانی ایجاد می‌کند و فرزندان یک خانواده مثل فرزندان یک نظام هر کدام با طرز تفکری متفاوت با یکدیگر گفت‌وگو می‌کنند.

داروغه زاده گفت: این فیلم از نظر شورای پروانه نمایش ما قابل اکران است و می‌تواند در جامعه فضایی برای گفت‌وگو ایجاد کند و نقدهای مثبت و منفی هم داشته باشد. البته من از زمانی که محسن امیریوسفی فیلمنامه را نوشت و آن را خواندم مشکلاتی با متن داشتم که به خود او هم گفتم و اصلاحاتی را در شخصیتها وارد کرد هر چند به نظرم ان فیلمنامه مشکل داشت اما به هر حال فیلم در زمان آقای شمقدری ساخته شد. ضمن اینکه همین الان هم از نظر شخص من بعضی دیالوگ‌ها قابلیت تغییر دارند و تأکید می‌کنم که از نظر شخصی نقدهایی به این فیلم وارد است اما نگاه من در جایگاه شخصی و مسئولیتی که دارم باید تفکیک شده باشد. بنابراین یک فیلمساز می‌تواند فیلمی بسازد که خطوط اصلی نظام را رعایت کرده باشد و در عین حال شاید یک مسئول دولتی، یک روحانی یا یک قشر از جامعه آن را دوست نداشته باشد در این شرایط می‌توان راجع به آن حرف زد تا گفت‌وگو ایجاد شود. در واقع منظورم این است که فیلم‌های «عصبانی نیستم»، «خانه پدری» و «آشغال‌های دوست داشتنی» اتفاقا جزو فیلم‌های جدی و اجتماعی‌ای هستند که فضا را برای فیلم‌های سطحی کمدی و نازل می‌توانند تنگ‌تر کنند تا سینمایی را که در آن اندیشه جریان دارد و گفت‌وگو صورت می‌گیرد شاهد باشیم.

                                  باید فاصله‌گذاری میان نظرات شخصی و جایگاه مدیریتی ایجاد شود

او در ادامه پاسخ خود با یاداوری زمان نمایش فیلم «عصبانی نیستم» در جشنواره فجر و تلاشی که برای نمایش آن با وجود مخالفت‌ها انجام داده بود، و نیز نقد روانشناسانه‌ای که در صفحه فیس بوک خود منتشر کرد و با ناراحتی رضا درمیشیان هم همراه شد، تاکید کرد: باید بپذیریم که این فاصله‌گذاری میان نظرات شخصی و جایگاه مدیریتی ایجاد شود تا فیلمی اکران شود که خطوط قرمز نظام را رعایت کرده اما ممکن است ما خودمان آن را به عنوان مدیران نظام دوست نداشته باشیم.

                                                                       سرنوشت کاناپه

داروغه زاده درباره اینکه در این بین تکلیف فیلمی همچون «کاناپه» چه می‌شود گفت: بعضی فیلم‌ها هستند که تصمیم‌گیری درباره آن‌ها در اختیار شورای پروانه نمایش نیست بلکه خارج از مجموعه باید بررسی شوند مثل «رستاخیز» ‌که پروانه نمایش داشت ولی برخی مراجع تقلید با آن مخالف بودند و حکم مرجع تقلید را نمی‌توان کنار گذاشت.

او در پاسخ به اینکه نظر برخی مراجع نسبت به فیلم «رستاخیز» مثبت بود پس چرا آن‌ها برای نمایش فیلم اعمال نشد؟ بیان کرد: واقعیت این است که این دیگر خارج از توان سازمان و حتی خارج از توان دولت است که تصمیم‌گیری کند. فیلم «کاناپه» هم چنین شرایطی دارد و بحث آن خارج از توان سازمان است چون ما نمی‌توانیم فتوایی در این باره صادر کنیم.

                                  سکانسی برای «خانه دختر» قرار است فیلمبرداری شود

وی درباره اینکه در حال حاضر تکلیف چند فیلم در کمیته مشخص شده است؟ گفت: در کمیته حدود 10 فیلم برای بررسی وجود داشت که الان مشکل فیلم «خانه دختر» حل شده و حتی سکانسی قرار شده کامل فیلمبرداری شود. مشکل فیلم «پارادایس» هم حل شده است. مسئله «خانه پدری» در کمیته حل شده و چون به آنجا رسیدیم که طبق خواست فیلمساز امکان تغییر در فیلم نیست ما گزارش را به شورا می‌دهیم تا آن‌ها تصمیم بگیرند. درواقع می‌توانم بگویم مشکل بیشتر فیلم ‌ها در این کمیته حل شده است.

                                                           وضعیت فیلم‌های کاهانی 

او درباره فیلم‌های رضا کاهانی هم گفت: از ایشان فقط یک فیلم در کمیته هست و «وقت داریم حالا» اصلا به ما نرسیده است. هرچند فیلم دیگر هم (ارادتمند، بهاره تینا نازنین) در شورای پروانه نمایش و شورای عالی نمایش رد شده است.

داروغه‌زاده درباره اینکه چرا با اکران این نوع فیلمها مخالفت می‌شود آن هم وقتی در جامعه به وضوح برخی معضلات دیده می‌شود، بیان کرد: برای نمایش بعضی فیلم‌ها باید شرایط کلی جامعه را درنظر گرفت چون برخی نظرها براین است که نشان دادن یکسری مسائل باعث ترویج آن‌ها می‌شود. با این حال در صدد هستیم طی یک پروژه علمی نمایش برخی سوژه‌های نابهنجار در جامعه را برای یک جامعه هدف و مشخص از قشرهای مختلف بررسی کنیم تا ببینیم چه نتایجی خواهد داشت. این موضوع مورد موافقت رییس سازمان سینمایی هم قرار گرفته است.

بخش آخر این مصاحبه به حرف و حدیث‌هایی رسید که در دوران پیش از او شنیده می‌شد مبنی براینکه برخی فیلم‌هایی که برای دریافت مجوز نمایش به سازمان سینمایی و شورای پروانه نمایش ارائه می‌شوند برای بعضی دستگاه‌ها یا افراد نمایش داده می‌شوند یا اطلاعاتی به آن‌ها داده می‌شود و به این ترتیب از همان مرحله جو مخالفت علیه آن‌ها در رسانه های تندرو ایجاد می‌شد.

                                        در اصول خیلی سخت‌گیر هستم

داروغه‌زاده در پاسخ به اینکه با توجه به گزارش‌هایی که در برخی رسانه‌ها علیه فیلم‌های هنوز اکران نشده منتشر می‌شود و اینکه خودش نگاه سختگیرانه‌ای در صدور مجوز دارد آیا چنین اتفاقاتی ممکن است در دوران مدیریت او رخ دهد؟ بیان کرد: من در اصول خیلی سخت‌گیر هستم و اصلا کوتاه نمی‌آیم، یعنی موضوعاتی که بخواهد برای برخی دستگاه‌ها مهم باشد برای خود من مهم است و در نتیجه کارکردی که آن‌ها بخواهند داشته باشند را من خودم به تنهایی دارم پس لزومی نمی‌بینم فیلم‌ام را بدهم کسی ببیند چون فکر نمی‌کنم بیشتر از خودم کسی بتواند سخت‌گیری کند.

                                  از طرف ما فیلمی بیرون نمی‌رود مگر در مورد نادری

او  با اشاره به اینکه علاوه بر اعضای شورای پروانه نمایش، وزیر فرهنگ و رییس سازمان سینمایی و خودش حق دیدن فیلم‌ها را دارند، افزود: بنابراین از طرف ما فیلمی بیرون نمی‌رود مگر اینکه در مورد نادری از طرف جای خاصی طی یک نامه مکتوب بخواهند فیلمی را ببینند.

وی درباره فیلم‌هایی که با مُهر بازبینی ارشاد قاچاق شدند هم توضیح داد: دراین باره از همان روزی که آمدم ابلاغ کردم فیلمسازان برای نمایش فیلم در شورای پروانه نمایش دی سی پی یا دی وی کم بیاورند و دیگر دی وی دی دست ما ندهند، این حتی به ما هم کمک می‌کند که اکر کسی از ما فیلم خواست بگوییم در اختیار نداریم.

                                                          سوالات یک مدیر از اهالی سینما

معاون ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی در پایان این گفت‌وگو و در جمع بندی صحبت‌های خود با اشاره به مواردی، سوالاتی را از جامعه سینمایی مطرح کرد.

داروغه‌زاده گفت: وضعیت سینمای ما مطلوب نیست و فیلمی که دغدغه‌های کلان کشور را نشان دهد وجود ندارد. ما چند سال است در منطقه‌ با یک گروه تروریستی بین‌المللی درگیر هستیم ولی از امنیت بسیار بالایی برخورداریم  و شاید خیلی متوجه شرایط نباشیم. الان این سوال مطرح است که چرا هیچ فیلمی راجع به این مسئله ساخته نمی‌شود؟ آن هم در حالی که ما درگیر جنگ هستیم و مردم اصلا باور نمی‌کنند که این اتفاق چقدر به ما نزدیک است ، یا مثلا در بحث هسته‌ای و کارشکنی‌هایی که در سطح بین المللی بود توانستیم به دانش هسته‌ای در سطح بسیار بالا دست پیدا کنیم ولی چند فیلم درباره این موضوع ساخته شده است؟ اصلا نسبت سینمای ما با توسعه کجاست؟ امید، نشاط و آرامش بخشی به جامعه در سینمای ما کجاست؟ چرا اگرهم فیلم جدی می‌سازیم آن را با تلخی زیاد و اکنده از نا امیدی ممزوج می‌کنیم؟

[ad_2]

لینک منبع

کارگردان برنامه «فیتیله‌»‌: فریاد می‌زنیم برنامه‌های کودک را از اسپانسر خارج کنید/تلویزیون می‌تواند بچه‌ها را از خطرات مسائل جنسی آگاه کند

[ad_1]

 

محمد مسلمیدرباره لزوم آموزش‌ ایمنی جنسی به کودکان از سوی رسانه و اینکه تلویزیون تا چه میزان خود را موظف می‌داند مسائل آموزشی را پررنگ‌تر به کودکان آموزش دهد، مطالبی را بیان کرد.

این مجری و کارگردان حوزه‌ کودک اظهار کرد: متأسفانه در کشور ما هر اتفاقی که می‌افتد تازه ما را به فکر فرو می‌برد که چه باید بکنیم و چرا پیش از این به فکر نبودیم. سیستم بدی جا افتاده است. ما حاضریم سیل، زلزله و اتفاقات ناگوار رخ دهد و بعد آموزش ببینیم. در حال حاضر نیز اتفاقاتی از جنس مرگ آتنا در جامعه وجود دارد و هنوز به این فکر نکرده‌ایم که چه باید بکنیم. نه تنها این مشکل بلکه باید درباره بیماری بچه‌ها، آلودگی هوا، اعتیاد و همچنین مسائل جنسی که یکی از وظایف اصلی سازمان صداوسیماست و باید به این قضایا بپردازد و آموزش دهد، توجه کنیم.

این مجری در ادامه اظهار کرد: ما با صدای بلند فریاد می‌زنیم برنامه‌های کودک را از اسپانسر خارج کنید. با صدای بلند فریاد می‌زنیم که به دنبال این هستیم که برای سلامتی کودکان برنامه‌ریزی کنیم. تلویزیون می‌تواند بچه‌ها را از خطراتی که با آن دست و پنجه نرم می‌کنند از قبیل اعتیاد تا مسائل جنسی دور کند اما تا زمانی که برنامه‌های تلویزیون در حوزه کودکان به دنبال اسپانسر هستند و جدی گرفته نمی‌شوند، ما به هیچ جایی نمی‌رسیم.

مسلمی همچنین با انتقاد از وضعیت برنامه‌های نامناسب و بی‌هدف در حوزه کودکان در تلویزیون، اظهار کرد: تا کی می‌خواهیم برنامه‌های مختلفی را به روی آنتن ببریم که در آن هیچ هدفی را دنبال نکنیم. چرا نمی‌شود آموزش‌های لازم را به کودکان در تلویزیون ارائه داد. بارها مطرح کرده‌ایم به ویژه درباره معضل اعتیاد که می‌شود آموزش داد تا بچه‌ها به سمت آن نروند. همین‌طور درباره زلزله و استفاده از قرص‌های روان‌گردان. متأسفانه درباره این مسائل سیاست‌های دیربازدهی در تلویزیون صورت نگرفته است و اغلب برنامه‌ها بی‌هدف تولید می‌شوند.

 

وی سپس با تأکید بر اینکه برنامه‌ریزی مدون در قبال آموزش مسائل ایمنی جنسی کودکان و همچنین دیگر مسائل از جمله اعتیاد، زلزله و… نیاز به وجود کارشناسان مربوطه است، اظهار کرد: پرداختن به چنین مسائلی نیاز به کارشناس و برنامه‌ریزی است. ما برنامه‌سازان هم گاهی اوقات از بی‌کیفیتی برنامه‌ها خسته می‌شویم. البته فقط اشاره ما به تلویزیون نیست بلکه این نگاه کلی در جامعه و سایر ارگان‌ها هم جا افتاده است اما نکته‌ای که مطرح است این است که تا زمانی که بچه‌ها را جدی نگیرند هیچ اتفاق مثبتی رخ نخواهد داد. لازمه‌ی پرداختن به آموزش مسائل ایمنی جنسی برای کودکان مستلزم نگاه خاص به حوزه کودک است.

وی با طرح این پرسش که «تلویزیون و یا شبکه کودک تاکنون بر روی چه آسیبی از کودکان وارد شده است؟» اظهار کرد: در حال حاضر وظیفه تلویزیون فراتر از جنبه سرگرمی آن است و باید بیش از پیش به مباحث مربوط به حوزه کودکان ورود پیدا کند. ما تمام برنامه‌های کودک را جمع کنیم شاید هزینه دو سریال در سال نشود. اما متأسفانه این حوزه جدی گرفته نمی‌شود و تا زمانی که جدی گرفته نشود، هیچ اقدامی صورت نمی‌گیرد.

مسلمی در عین حال تأکید کرد که در تلویزیون کاملا امکان این وجود دارد که بر روی حریم ایمنی کودک برنامه‌ریزی و آموزش داده شود.

او گفت: ما به عنوان هنرمندان حاضر هستیم همه کار کنیم تا این شرایط ایجاد شود. متاسفانه این فرهنگ به درستی در خانواده‌ها جا نیفتاده است که درباره مسائل جنسی به کودک آموزش‌های اولیه را بدهند. و همه‌ی این‌ها مسائلی است که اگر در تلویزیون راجع به آن حرف بزنیم با واکنش‌های مختلفی روبه‌رو می‌شویم. بنابراین این فرهنگ را باید جا بیندازیم و وظیفه کارشناسان تلویزیون است که این مسائل را دسته‌بندی کنند و به برنامه‌سازان ارائه دهند.

او تصریح کرد: چرا حتما باید یک اتفاق بیفتد تا دنبال راه چاره باشیم. تلویزیون به اندازه زیادی برنامه‌های کودک داشته است چرا نباید هیچ کدام از این گروه‌ها در جهت آموزش کودکان قدمی بردارند؟

محمد مسلمی در پایان گفت‌وگوی خود درباره برنامه جدید «عموهای فیتیله‌ای» که قرار است برای تلویزیون ساخته شود، اعلام کرد: برنامه ما چندین ماه است آماده است اما متأسفانه به دنبال اسپانسر هستیم.

[ad_2]

لینک منبع

نخستین سمپوزیوم بین‌المللی طنز فارسی در دانشگاه مونترال کانادا طنز و شوخ‌طبعی در ادبیات کلاسیک ایران تا بررسی منشأ تاریخی جُک‌های رشتی

[ad_1]

در این سمپوزیوم  چهارروزه، همایون کاتوزیان استاد دانشگاه آکسفورد طی دو سخنرانی، یکی به “تحلیل طنز و شوخ‌طبعی در ادبیات کلاسیک ایران تا عصر مشروطه”، و دیگری، “جایگاه طنز در آثار ایرج میرزا” پرداخت. مصطفی عابدینی‌فرد نیز درباره “بررسی منشأ تاریخی جُک‌های رشتی” سخنرانی کرد. دیگر سخنران ایرانی این سمپوزیوم،  پگاه شهباز، پژوهشگر دانشگاه سوربن هم درباره “طنز در داستان‌های ایرانی با تاکید بر مکر زنان بر اساس “سندبادنامه”، ” طوطی‌نامه”، ” جوامع‌الحکایات” و ” بختیارنامه”” به ارائه سخنرانی پرداخت. مریم مودت، پژوهشگر دانشگاه ناپل ایتالیا نیز درباره “آداب نسوان بر اساس کتاب کلثوم ننه یا عقاید النساء” سخنرانی کرد.

همچنین رویا صدر با عنوان” مدرنیته در طنز ایرانی”، حسن جوادی با عنوان “طنز در آثار عبید زاکانی” ، محمود فرجامی با عنوان “متحجر عزیز، اهل کجایی؟؛ بررسی جک‌های سه قوم معروف در ایران معاصر”، پروشات کمالی با عنوان “من شوخی نمی‌کنم؛ مطالعه موردی پیرامون طنز مهران مدیری” و فرح نیازکار درباره “قلمرو طنز در شعر حافظ” از طریق اسکایپ در این سمپوزیوم به ارائه سخنرانی پرداختند.

کورش کمالی سروستانی، مدیر مرکز سعدی‌شناسی، نیز درباره “طنازی سعدی در کلام” سخن گفت که متن سخنرانی‌اش در اختیار ایسنا قرار گرفته است.

او در بخشی از سخنانش اظهار کرد: طنز را برخی فاخرترین گونه شوخ‌طبعی می‌دانند. در ادبیات شوخ‌طبعانه و مضاحک کلاسیک فارسی، سه اصطلاح هجو، هزل و مطایبه بیشترین کاربرد را داشته است. هجو ضدمدح است. مدح به ستایش فضیلت‌ها می‌پردازد و هجو بیشتر جنبه شخصی دارد؛ اما هزل برای انبساط خاطر با لحنی رکیک و زننده و بی‌پروا گفته می شود. مطایبه هزلی است معتدل که در پرده سخن می‌گوید و طنز هجوی است که از جنبه فردی خارج شده و جنبه‌ای اجتماعی پیدا کرده است. طنز که در آثار گذشتگان به نیش و کنایه آمده است، در روزگار ما به ژانر ادبی ویژه‌ای اطلاق می‌شود که به صورت منظوم یا منثور، کژی‌ها و ناراستی‌های اجتماعی، فرهنگی، مذهبی، حکمی و سیاسی را به شیوه خنده‌داری به چالش می‌کشد. از این روست که تفکربرانگیز است و ماهیتی پیچیده و چندلایه دارد. گرچه طبیعتش بر خنده استوار است، اما خنده را تنها وسیله‌ای می‌انگارد برای نیل به هدفی برتر و آگاه کردن انسان به عمق ناراستی‌ها و نادرستی‌ها. در ذات خود انسان را برمی‌انگیزد، بر تردیدهایش می‌افزاید و با آشکار ساختن جهان همچون پدیده‌ای دوگانه، چندگانه یا متناقض، او را به اندیشیدن وامی‌دارد. در ادبیات کلاسیک فارسی، طنز در میان آثار نویسندگان دوره‌های مختلف به اشکال گوناگون وجود داشته و سعدی نیز در این مقوله، دستی چیره داشته است. 

کمالی در ادامه افزود: سعدی با نیّت تربیت اخلاقی و تاثیر در مردمان با زبانی طنزآلود و طرب‌انگیز به بیان برخی از نصایح اخلاقی می‌پردازد که در بوستان تلخ‌داروی پندش نام می‌نهد: اگر شربتی بایدت سودمند/ ز سعدی سِتان، تلخ‌دارویِ پند/ به پرویزن معرفت بیخته/ به شهد ظرافت برآمیخته. صفا نیز معتقد است که: «سعدی در عین وعظ و حکمت و هدایت خلق، شاعری شوخ و بذله‌گو و شیرین‌بیان است  و در سخن جّد و هزلِ خود آن قدر لطایف به کار می‌برد که خواننده خواه و ناخواه، مجذوب او می‌شود و دیگر او را رها نمی‌کند». یان ریپکا نیز درباره طنزپردازی سعدی می‌نویسد: «ما سعدی را یکی از محبوب‌ترین شعرای اخلاقی ادبیات فارسی و یکی از مشهورترین شعرای ایران، نه به صورت یک نفر مربّی عبوس، بلکه به صورت شخصی بشّاش، خوش‌مشرب با کورسویی از بذله‌گویی شیطنت‌آمیز، می‌دانیم». هانری ماسه ایران‌شناس فرانسوی معتقد است: «سعدی شخصی جدّی بود و در عین حال از مطایبه خودداری نمی‌کرد». باربیه دومنار مترجم فرانسوی بوستان نیز: «حضور ذهن طنزآمیز رابله نویسنده قرن شانزدهم فرانسه را در او می‌دید». طنز سعدی آن خصوصیتی را که بعدها ولتر برای طنز قائل شده، یعنی «شاد و گزنده» به نهایت واجد است و یکی از موجبات اقبال اندیشه‌وران جهان به آثار او، گذشته از محتوای فکری، همین شیوه بیان طنزآلود است. قرینه این معنی، گفته ارنست رنان، نویسنده و متفکّر بزرگ قرن نوزدهم فرانسه است. «سعدی واقعاً یکی از گویندگان خود ماست… و  یا با یک منتقد بذله‌گوی قرن شانزدهم سر و کار داریم». 

مدیر مرکز سعدی‌شناسی اظهار کرد: بدین ترتیب چهره او به عنوان شخصیتی طنزپرداز، شناخته‌شده است. او در طنزهایش شخصیت‌های متعددی را به تصویر می‌کشد و تنها به یک طبقه خاص بسنده نمی‌کند. گاه پادشاه ستمگری را دستمایه طنز قرار می‌دهد و گاه عابد ریاکاری را. گاهی به قاری ناخوش‌آواز طعنه زده و زمانی با مؤذنی بدآوا و خطیبی کریه‌الصوت و خواننده‌ای بدصدا از منظر طنز رویاروی می‌شود. صوفیان نیز از این مقوله بی‌بهره نیستند؛ بازرگانی مالیخولیایی و بقال نامیزان و ثروتمند ابله هم همین وضعیت را دارند.  گدایان را با تازیانه طنز تادیب می‌کند و شاعران و جهانگردان را مورد خطاب طنزآمیز خود قرار می‌دهد. محتسب مست و ابله، توانگرزاده، منجم و قاضی و صیاد و معلم، کشتی‌گیر و مرید و مرشد و… همه موضوع‌های خاص طنز او شده‌اند. گاهی شخصیت‌ها تاریخی‌اند؛ همچون حجاج یوسف، هارون‌الرشید و عمرولیث و گاه خیالی‌ و گاه عارف و زاهد پرآوازه‌اند همچون چون ذوالنون مصری و ابوالفرج ابن جوزی، و گاه رند و لاابالی. از این روی طنز در آثار سعدی جایگاه ویژه‌ای دارد. چه در خَبیثات که در آن ، طنز را برای طنز نوشته و از نظر قالب و مضمون بر نویسندگان پس از او از جمله عبید زاکانی و ابواسحاق شیرازی صاحب دیوان اطعمه تأثیر گذاشته است؛ به گونه‌ای که عمران صلاحی، سعدی را اولین مضحکه‌نویس حرفه‌ای در ادب فارسی می‌داند. 

کوروش کمالی در ادامه سخنانش گفت: اگر چه سعدی بوستان و گلستان و غزلیات و رباعی‌ها و قصایدش را برای طنز نسروده است، اما آثارش سرشار از طنز، مطایبه و شوخ‌طبعی است. به گونه‌ای که نمک طنز در برخی حکایات و اشعار حلاوت خاصی به این آثار بخشیده و تأثیر را بیشتر و خواندنش را دلنشین‌تر کرده است؛ به گونه‌ای که ظریف‌ترین سخنان طنزآمیز سعدی‌، در گلستان‌ است‌، پس از آن، در هزلیات، بوستان، قطعات‌ و رباعیات ‌بیشترین گونه طنز را می‌توان یافت و در غزل و قصاید کمتر می‌توان از این نوع ادبی در کلام سعدی سراغ گرفت.

او معتقد است که بنابر تقسیماتی که درباره انواع طنز در دایره طنزپردازی صورت گرفته است، می‌توان مصادیق حکایات و عبارات طنزآمیز سعدی را در انواع زیر مورد بررسی قرار داد:

طنز اجتماعی: مهم‌ترین هدف طنز در گلستان، طنز اجتماعی است. او آگاهانه، اخلاق و مسائل و دغدغه‌های اجتماعی را در قالب طنز بیان می‌کند و بدین ترتیب با بزرگ‌نمایی موضوع مورد نظر، در صدد اصلاح امر بر می آید؛ مثلا وقتی کسی از درویشی دعا می خواهد، چون انسان ظالمی است او دعا می کند که خدایا جانش را بستان . و یا در حکایتی دیگر پارسایی به پادشاهی توصیه می‌کند که بهترین عبادت برای تو آن است که در خواب رَوی تا مردم را کمتر بیازاری و دیگر حکایاتی از این دست…

از این روی مهم‌ترین هدف سعدی از طنز اجتماعی در حقیقت اصلاح جامعه و افراد آن است. در سایه چنین پرورشی است که توانگر و بخیل روی در روی یکدیگر به سخن می‌نشینند و آشکارا از حق و حقوق خویش به دفاع برمی‌خیزند. «سعدی داستان‌ها و حکایات طنزآمیز خود را با دقت یک هنرمند بزرگ پرداخته و با ریزه‌کاری‌هایی آثارش را آراسته است. طنزی خالص و بی‌نظیر دارد که از هتاکی و هزالی فاصله می‌گیرد و از قید زمان و مکان می‌گذرد و جاودانه و جهانی می‌شود. طنز سعدی بیشتر از آنکه معترض، سیاسی و زمانمند باشد، آموزنده، انسانی و جاودانه است».

طنز بدیهی‌گویانه: در این گونه طنز، غالبا از سعدی سخنی بدیهی می‌شنویم که انتظار شنیدنش را نداریم و این امر نه از آن روست که بدیع است، بلکه به این سبب است که مضمون به قدری بدیهی است گمان عنوان کردنَ نمی‌رود.  

طنز موقعیت: علاوه بر آثاری که به قصد طنز و هزل نوشته می‌شوند، در هر اثر جدی هم ممکن است طنز و شوخی و مطایبه دیده شود. گاهی اوقات حادثه آن‌قدر غیرمنتظره است که ممکن است بی‌اختیار باعث خنده شود، به این حالت طنز موقعیت می‌گویند. یعنی از تناقض موقعیت‌هایی که روبه‌روی هم قرار می‌گیرند و ما انتظار وقوعشان را نداریم، موقعیت طنز به وجود می‌آید. در سخن سعدی، به‌ویژه در گلستان، طنز به این معنی، فراوان است؛ مثل داستان مردی که چشم‌درد داشت و پیش بیطار رفت، و یا در داستان منجمی که زن خود را در خانه با بیگانه می‌یابد، سعدی از تقابل طنزآمیز شغل و دانش منجم سخن می‌گوید؛ و یا در قطعه فقیهی که خربزه ارزان‌تر می‌خواهد، حتی اگر حرام‌تر هم باشد، نیز حکایت همین ماجراست؛ فقیهی که انتظار می رود حلال از حرام بشناسد و مردمان را از آن برحذر دارد، اما خود آشکارا به حرام خوردن تن می‌دهد؛ و نیز برخی عبارات موجز همچون: «همه کس را دندان به ترشی کُند شود، مگر قاضیان را که به شیرینی»  که تعارض میان ترشی و شیرینی یک طنز موقعیت (رشوه) را به وجود می‌آورد.

طنز کلامی: در این نوع طنز ، طنزپرداز با واژه‌ها به گونه ای کار می‌کند که نوعی خنده یا تمسخر را موجب شود. نمونه بارز این نوع طنز را در این مصرع سعدی می‌توان یافت: «نه مجنونم که دل بردارم از دوست»  که علی‌رغم آن‌که ما مجنون عامری را فردی عاشق‌پیشه و نمونه پایبندی در عشق می‌دانیم که تا سرحد جان در راه دوستی محبوب، پایداری می‌کند  اما به بیان سعدی او را فردی می‌یابیم که دست از دوست شسته است. از این دست است داستان مؤذن مسجد سنجار. و یا حکایت توانگر بخیل در گلستان که برای شفای پسر بیمار خود «ختم قرآن را بر بذل قربان» ترجیح می‌دهد.

طنز نگاه: سعدی با نوع نگاه خاصی که به دنیای پیرامونش دارد، موقعیت‌هایی را کشف می‌کند که دیگران نادیده از کنارشان می‌گذرند و این موقعیت‌ها را به زبانی توصیف می‌کند که طنزشان در تعارض‌آمیز بودنشان نمایان می‌شود. چنانک هدر حکایت: “یاد دارم که در ایام طفولیّت، مُتِعَبّد بودمی و شب‏خیز و….” نیز حکایت «عابدی را حکایت کنند که شبی دَه من طعام بخوردی …» آمده. سعدی در این قبیل حکایات تنها بر آن است تا مخاطبان خود را به تامل برانگیزد؛ بر آن است تا با ژرف‌نگری در رفتارها و کردارهای عموم مردمان، کاستی‌ها و ناراستی‌های فکری و رفتاری را بدانان یادآور شود. سعدی در همه احوال، نگاهی شاد و طرب‌انگیز به جهان دارد، زیرا که شاعر زندگی است و اگر چه از رنج‌های انسان‌ها آگاه است. برای لبخند زدن و گریز از رنج هستی، حاسدان ، ظالمان و بخیلان را دستمایه استهزاء قرار می‌دهد تا علاوه بر این‌که راهی به فضیلت بگشاید، خنده‌ای نیز بر لب بنشاند.

[ad_2]

لینک منبع

از ترس تخریب شبانه دوستداران میراث فرهنگی این اتفاق را رسانه‌ای نکرده‌اند پروژه‌ پتروشیمی روی یکی از مهمترین تپه‌های مادها / آسیب 30درصدی به تپه‌ تاریخی حاجی‌آباد

[ad_1]

 

کمتر از یک ماه پیش بود که خبر رسید «پروژه نجات‌بخشی تپه حاجی‌آباد همدان به کشف سازه بسیار بزرگ خشتی از دوره آهن ۳ (احتمالا متعلق به مادها) با دیوارهای قطور، سکوی آتشدان و سکوهای‌نشیمن با ابعادی بزرگتر از معبد «نوشیجان» منجر شد« و این یعنی محوطه‌ای ارزشمندتر از تپه نوشیجان در همدان که این روزها پروژه‌ی پتروشیمی در عرصه‌ آن در حال کار است، کشف شده است.

محوطه‌ای تاریخی که از چند سال پیش پروژه‌ی پتروشیمی فامنین در آن در حال اجرا است و آسیب‌هایی به آن وارد شده، اما پس از کشف سازه‌ای جدید توسط تیم باستان‌شناسی پژوهشکده باستان‌شناسی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، اهمیت آن بیش از پیش شده است.

حسین زندی، فعال میراث فرهنگی استان همدان اما معتقد است از زمان فعالیت این پروژه در این محوطه تاریخی، آسیب‌هایی به این محوطه‌ی ارزشمند وارد شده است. او در این زمینه  می‌گوید: در مکان‌یابی برای پروژه پتروشیمی، موقعیت آن به گونه‌ای تعبیه شده که بخشی از تپه توسط پروژه پتروشیمی گرفته شده است. در واقع از سه سال پیش که این پروژه آغاز شد، اعتراض‌ها نیز نسبت به آن مطرح شدند.

او با بیان این‌که مسئولان پروژه اعتراضات را به بهانه نیاز مردم همدان به شغل بی‌پاسخ می‌گذارند و از رسیدگی به این اعتراض‌ها طفره می‌روند، ادامه می‌دهد: از سوی دیگر دوستداران میراث فرهنگی در طول سه سال گذشته از ترس تخریب شبانه، این اتفاق را رسانه‌ای نکردند.

مسئولان پروژه در پاسخ به اعتراضات، نیاز مردم همدان به شغل را بهانه می‌کنند؛ از سوی دیگر دوستداران میراث فرهنگی در طول 3 سال گذشته از ترس تخریب شبانه، این اتفاق را رسانه‌ای نکرده‌اند

وی با بیان این‌که تپه «حاجی‌آباد» در طول این مدت آسیب‌های زیادی دیده است، بیان می‌کند: هر چند بخشی از این محوطه ازبین رفته، اما آن‌چه که در پروژه نجات بخشی باقی مانده است، باعث شده تا اهمیت بیشتری نسبت به تپه نوشیجان به دست آورد.

“زندی” با تاکید بر این‌که تا امروز حداقل ۳۰ درصد به تپه‌ی حاجی‌آباد آسیب وارد شده، این پرسش را مطرح می‌کند که «با توجه به اهمیت این محوطه‌ تاریخی و دست‌کم پس از این‌که مشخص می‌شود چنین سرمایه‌ای در این محدوده وجود دارد، چرا آن پروژه جابجا نمی‌کنند؟»

وی در ادامه به اعتراضات و درخواست‌های دوستداران میراث فرهنگی و گردشگری استان همدان خطاب به – بیژن زنگنه – وزیر نفت و زهرا احمدی‌پور، معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان میراث‌فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری اشاره می‌کند و می‌گوید: از آن‌ها در خواست می‌کنیم به این محوطه‌ تاریخی و ارزشمند اهمیت دهند و هرچه زودتر جلوی پیشرفت پروژه در این محوطه و تصرف تپه گرفته شود.

در شورای فنی درباره‌ ادامه کار پتروشیمی تصمیم‌ می‌گیریم

حمیده چوبک، رئیس پژوهشکده باستان‌شناسی نیز در این زمینه  می‌گوید: کاوش‌ها در محوطه‌ی حاجی‌آباد به پایان رسیده و نتایج عالی از آن به دست آمده، اما در جلسه‌ی شورای فنی سازمان در این هفته، قرار است برای توقف یا ادامه‌ی کار در این محوطه‌ تاریخی تصمیم‌گیری شود.

او تصمیم برای توقف احتمالی پروژه پتروشیمی و جابجایی این پروژه را یکی از گزینه‌های قابل مطرح در این جلسه می‌داند و تاکید می‌کند: تپه‌ «حاجی‌آباد» محوطه‌ای با اهمیت‌تر از برخی محوطه‌های این استان است.

وی بیان می‌کند: با توجه به این که تپه‌های اقماری کناری تپه حاجی‌آباد زیاد هستند، اما بخش عظیمی از آن‌ها در چند سال گذشته تخریب شده‌اند، معتقدم به دست‌کم چهار یا فصل کاوش در این محوطه‌ی تاریخی نیاز داریم.

او همچنین با اشاره به ثبت ملی این محوطه در فهرست آثار ملی، می‌گوید: امیدواریم ترجیحا مالکیت آن به میراث‌فرهنگی داده شود، در هر صورت با توجه به اهمیت تپه، نیاز به تصمیم از سمت مدیریتی دولتی داریم.

روابط عمومی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری ۲۹ خرداد خبری مبنی بر کشف سازه‌ای با اهمیت‌تر از معبد نوشیجان در همدان در تپه‌ی حاجی‌آباد منتشر کرد. در آن خبر اعلام شده بود همه‌ی شواهد و یافته‌های کاوش نشان دادند که این محوطه از معبد مرکزی نوشیجان بزرگتر است و سکوهای نشیمن که دور تا دور این فضا وجود دارد و هیچ کدام پشت به آتشدان نیستند.

اسماعیل همتی ازندریانی، سرپرست هیأت باستان شناسی کاوش در تپه حاجی‌آباد درباره ی این سازه‌ی کشف شده اظهار کرده بود؛ ویژگی‌های معماری و مواردی که در محوطه‌های مادی مانند موش ‌تپه، پا تپه و تپه یلفان وجود دارد، همگی را اینجا – تپه حاجی‌آباد – داریم، ولی آنچه این محوطه را خاص کرده سکوی آتشدان و پلانی شبیه نوشیجان و بزرگتر از آن است .

او با بیان این‌که براساس استناد به نتایج نمونه‌برداری و کربن ۱۴ می‌توانیم مشخص کنیم که این محوطه تا چه اندازه از نظر زمان جلوتر، همزمان یا متاخرتر از نوشیجان است،  به نحوه چیدن دیوار جدا کننده اشاره کرد و گفت: این دیوار با تکنیک خشت چینه یا همان خشت ملات، بصورت یک رج خشت و یک رج چینه ساخته شده که جای انگشتان روی چینه‌ها نمایان است.

تپه تاریخی نوشیجان در همدان

محوطه‌ی تاریخی نوشیجان در استان همدان، محوطه‌ای با آثار خشتی منحصر به فرد و قدمت ۲۸۰۰ ساله‌است که از تمدن‌های پیش از هخامنشی در ایران محسوب می‌شود و از نظر ژئوپولتیک اهمیت خاصی دارد. این محوطه در سال ۱۳۴۳ شناسایی شد و از سال ۱۳۴۶، همزمان با ثبت در فهرست آثار ملی تا سال ۱۳۵۶، شش فصل عملیات کاوش علمی به سرپرستی «دیوید استروناخ» در آن انجام شد که نتیجه‌های بسیار مهمی از آن‌ها به دست آمد. براساس این مطالعات، سه دوره‌ی معماری باستانی متعلق به مادها، هخامنشیان و اشکانیان در لایه‌های مختلف این تپه قابل شناسایی و اثبات است که به‌نوعی نخستین الگوی معماری ایرانی را نشان می‌دهد

[ad_2]

لینک منبع

نگاهی به فیلم «پیش‌انتقام» (Prevenge)، ساخته آلیس لوو

[ad_1]

از طرفی این کلمه با توجه به قصه فیلم یعنی ماجرای زنی باردار که در حال انتقام گرفتن از مسببان مرگ شوهرش است، می‌تواند بازی با کلمات pregnant به معنای باردار و revenge به معنای انتقام باشد و می‌شود عنوان فیلم را «انتقام بانوی باردار» هم معنا کرد. فیلم هر دو معنا را در خود دارد و این بازی با کلمات را به بازی با ژانر انتقام هم وارد کرده و درمجموع لحن کمیکش آن را به فیلمی مفرح برای آن‌هایی که توان هضم تصاویر خشن و پخش شدن مغز روی زمین را دارند، بدل می‌کند.

«پیش‌انتقام» اولین فیلم بلند آلیس لوو در مقام کارگردان است؛ فیلم‌سازی که در فیلم نقش اصلی را هم بازی می‌کند و در روزهای فیلم‌برداری فیلم که خیلی سریع هم ضبط شده، باردار بوده. فیلم درواقع حدیث نفس این کارگردان/بازیگر بریتانیایی در تقابل با ترس از مادر شدن، ترس از شکل گرفتن موجودی جان‌دار در بدنش و ترس از روبه‌رویی با دنیا پس از زایمان است. فیلم از این نظر همان معنای انتقام بانوی انتقام را به ذهن می‌رساند. لوو در این فیلم و شخصیتش روث انگار فقط به دنبال انتقام مرگ شوهر نیستند، به دنبال انتقام گرفتن از دیگران، چه زن و مرد هستند برای روزگار نامشخصی که پیش رویشان است و از آن گریزی ندارند.

«پیش انتقام» از طرفی وام‌دار سینمای اکسپلویتیشن هم هست؛ فیلم چه در ساخت ارزان و چه در استفاده از خشونت مسیر همان فیلم‌ها را پیش می‌گیرد (نگاه کنید به سکانس‌های زدن شاه‌رگ قربانیان با میزان‌های متفاوت خشونت و خون و از طرفی عدم استفاده از جلوه‌های ویژه بصری چشم‌گیر) و از طرفی رویکردش در پرداخت این زن انتقام‌گیر یادآور شخصیت اصلی «بیل را بکش» و عروس آن فیلم است. یادمان هست که در فیلم کوئنتین تارانتینو، عروس سیاه‌پوش هم پس از بیرون آمدن از کما و یادآوری روز عروسی‌اش و کودکی که در شکم داشت، راه انتقام خونینش را پیش گرفت و یکی یکی آدم‌ها را از لیست انتقامش خط زد. روث هم در این‌جا دفتر یادداشتی دارد با نقاشی‌های بامزه و نام آدم‌هایی که یک به یک در آن با مرگ روبه‌رو می‌شوند.

«پیش‌انتقام» حتی گوشه چشمی هم به «بازگشت‌ناپذیر» گاسپار نوئه دارد؛ توجه کنید به شکل و فونت عنوان فیلم (رنگ زرد تند بر زمینه مشکی) و هم‌چنین یادآوری شخصیت الکس (مونیکا بلوچی) در آن فیلم که تنها در انتها/ابتدای قصه می‌فهمیدیم پیش از نابود شدن زندگی‌اش متوجه شده بود باردار است.

آلیس لوو در فیلم اولش درواقع از حدیث نفس و ترسش از بارداری، با گرفتن المان‌هایی از فیلم‌هایی که ذکرشان رفت و همراه کردن آن با کودک شیطانی که در تن دارد (پژواکی از «بچه رزماری» رومن پولانسکی) فیلمی ساخته برای سرگرم ساختن بیننده (نگاه کنید به سکانس درگیری‌اش با زنی که پس از زنگ زدن به پلیس با دستکش بوکس سراغ روث می‌آید و او را به مبارزه می‌طلبد) و در عین حال شوکه کردن او، و در هر دو کار تا حدودی موفق است. هرچند وقتی فیلم به پایانش نزدیک می‌شود، دچار سردرگمی می‌شود، به کلیشه روی می‌آورد و ارجاع‌هایش دیگر تازگی آغاز فیلم را ندارد. «پیش‌انتقام» یک فیلم جمع‌وجور شخصی است که وقتی خودش را زیادی جدی می‌گیرد، سقوط می‌کند و خوش‌بختانه در بیشتر لحظات فیلم خودش را زیادی جدی نمی‌گیرد، مخصوصا اگر با ریشه‌های این سینما و سرگرمی صرف بودن آن آشنا باشید.

[ad_2]

لینک منبع

مقایسه‌ای میان دو سریال پرطرفدار،کدامیک برنده است؟

[ad_1]

 اگرچه چند سالی است شبکه نمایش خانگی با پخش سریال‌های متنوع، مخاطبان و بینندگان خود را پیدا کرده اما از پارسال با پخش سریال «شهرزاد»، جای خود را بیش از گذشته در میان خانواده‌ها باز کرده است. اینک با پخش فصل دوم «شهرزاد» که با ادامه انتشار سریال «عاشقانه» هم‌زمان شده، فضایی رقابتی هم بین این دو مجموعه شکل گرفته است.

با گشت و گذاری کوتاه در صفحات مجازی به خصوص اینستاگرام به آسانی می‌شود فهمید با وجود برخی شباهت‌های کلی و جزئی میان این دو سریال، هر کدام از آنها مخاطبان و طرفداران خود را دارند و برخی هم علاقه‌مند به تماشای هر دو این مجموعه‌ها هستند. قصه هر دو سریال بر پایه عشق است اما پر واضح است که مخاطب حرفه‌ای با دیدن حتی چند قسمت از هر کدام از این مجموعه‌ها، به جنس متفاوت این دو کار پی می‌برد. در گزارشی که پیش رویتان قرار دارد، به بررسی ویژگی‌های هر دو سریال پرداخته‌ و برخی وجوه مشترک میان «عاشقانه» و «شهرزاد» را بررسی کرده‌ایم.

بستر زمانی داستان / قصه‌ای عشقی از جنس دیروز و امروز

سریال‌های «شهرزاد» و «عاشقانه» هر دو بر محور قصه‌ای عاشقانه بنا شده و روایت می شوند. اما در جزئیات تفاوت‌های اساسی با هم دارند. «شهرزاد»، عشق را در بستر یک دوره و رخداد تاریخی روایت می کند و رنگ و بوی سیاسی دارد، اما «عاشقانه» یک قصه امروزی و معاصر است که عشق را در بستر خانواده و زمینه اجتماعی آن روایت می کند.

برخلاف «شهرزاد» که قصه‌اش در سال‌های گذشته روایت می‌شود، قصه «عاشقانه» در فضای لاکچری و مدرن جامعه امروز پیش می رود. البته که چشم‌نوازی‌های بصری در فصل اول «شهرزاد» و زمانی که قصه در خانه بزرگ‌آقا و دخترش شیرین می‌گذشت نیز نمایان می‌شد. اما بستر زمانی متفاوت این دو سریال باعث شده تا تفاوت‌های زیادی در وجوه مختلف آن از لحاظ دراماتیک دیده شود.

به دلیل همین تفاوت مقطع زمانی که قصه در آن روایت می‌شود است که «شهرزاد» و آدم‌های قصه‌اش بیشتر در جهت وصال و یکانگی حرکت می کنند و «عاشقانه» در جهت انفصال و جدایی. در واقع مقایسه این دو سریال از حیث مضمونی و تاریخی، نه ساختار اجرایی و کارگردانی نشان می دهد روابط عاشقانه در طول تاریخ معاصر در جامعه ما از هویت، اصالت و صلابت خود دور شده و به نوعی خشم و نفرت و رقابت های فردی بر آن سلطه یافته است.

 

قصه / عاشقانه‌ای مشترک اما متفاوت

نمادهای یک داستان رمانتیک یا عاشقانه شاید در فصل اول «شهرزاد» بیشتر به چشم می‌خورد، لحظات دلدادگی و شاعرانه‌ای که شهرزاد و فرهاد با هم داشتند ما را بیشتر به یک سریال با داستان عاشقانه نزدیک می‌کرد. اما در «عاشقانه» بیش از اینکه شاهد عشق باشیم می‌توانیم به تماشای آسیب شناسی عشق در جامعه امروز بنشینیم. نکته جالبتر اینکه در سریال منوچهر هادی بر خلاف عنوان اثر کمتر تصویری از روابط خالص «عاشقانه» می بینیم که این نکته نیز احتمالا به هدفی که سازندگان در پس انتخاب این اسم برای سریالشان داشتند برمی‌گردد.

اما واقعیت این است که مقایسه تجربه و روابط عاشقانه این دو سریال نشان دهد که در جامعه معاصر ما نسبت به ۴۰- ۵۰ سال پیش چه بر سر عشق آمده و حتی احساس و عواطف آدم‌ها دچار چه آسیب‌های شده است. عشقی که ما در «شهرزاد» بین فرهاد و شهرزاد می‌بینم در روابط عاطفی هیچکدام از زوج ها در «عاشقانه» تجلی ندارد و ین نشان می‌دهد هادی به خوبی توانسته کمرنگ شدن صداقت و خلوص و حتی احساسات عاشقانه آدمها در دوران جدید را در سریالش به تصویر بکشد.

ویژگی مشترک دیگری که شاید بتوان میان این دو سریال پیدا کرد بعد سیاسی است که البته در «شهرزاد» به شکلی کاملا حساب شده و حتی از پیش تعیین شده به آن پرداخته شده و حتی یکی از محورهای اصلی قصه است. در «عاشقانه» هم وقتی داستان به سمت گیسو و روابط‌‌‌‌ اش با پدرش حاج یونس می‌رود یا پای برادر دیگر او به می‌آید می‌توان حرف‌هایی که رنگ و بویی سیاسی دارند را شنید.

شهرزاد و فرهاد به عنوان یک زوج عاشق دارای آرمان های سیاسی و اجتماعی هستند اما زوج‌های «عاشقانه» حتی گاهی فاقد آرمان فردی به نظر می رسند.

سابقه کارگردانان/ نام‌هایی موفق در جذب مخاطب

حسن فتحی را می‌توان از کارگردان‌های قدیمی تلویزیون دانست که در سال‌های اخیر با ساخت سریال‌هایش نشان داده علاقه‌ای خاص به فرهنگ معاصر دارد و در این زمینه موفق نیز بوده است. علاقه به تاریخ نیز در بیشتر سریال‌هایی که فتحی آنها را کارگردانی کرده به چشم می‌خورد و «شهرزاد» هم از این ویژگی مستثنی نیست چرا که قصه‌اش در مقطع زمانی حال نمی‌گذرد.

فتحی با ساخت چندین سریال پرمخاطب در تلویزیون از جمله «پهلوانان نمی‌میرند»، «شب دهم»، «میوه ممنوعه»، «مدار صفر درجه» و .. ثابت کرده که با سلیقه مخاطب در هر دوره زمانی به خوبی آشنایی دارد. ساخت مجموعه «شهرزاد» در شبکه نمایش خانگی نیز امکان پیش رفتن با ذائقه مخاطب امروزی را برای این کارگردان و گروهش بیشتر از قبل فراهم کرد و او نیز با انتخاب بازیگران توانا و محبوب مردم و همچنین روایت و ساختار متفاوت با توجه با مدیومی که در آن کار می‌کند سریالی پرطرفدار برای شبکه نمایش خانگی تولید کرد.

منوچهر هادی بیش از اینکه در تلویزیون فعال باشد در سینما فیلم ساخته است. البته کارگردانی ۴ سریال تلویزیونی نیز به نام او ثبت شده است. نام هادی در سینما با ساخت فیلم «من سالوادور نیستم» با بازی رضا عطاران و یکتا ناصر بیش از گذشته بر سر زبان‌ها افتاد چرا که این فیلم به فروش بسیار بالایی در زمان اکرانش دست پیدا کرد و در میان فیلم‌های پرفروش تاریخ سینمای ایران قرار گرفت. او حدود یک سال بعد از ساخت «من سالوادور نیستم» و پس از آن «کارگر ساده نیازمندیم» شبکه نمایش خانگی را برای ساخت اثر بعدی اش انتخاب کرد و سراغ بازیگران چهره‌ای رفت تا بتواند قصه گیرایش را با حضور آنها مقابل دوربین ببرد. هادی با ساخت «من سالوادور نیستم» و استفاده از رضا عطاران نشان داد با مولفه‌هایی که مخاطب آنها را دوست دارد و با آنها ارتباط برقرار می‌کند آشناست و حالا هم با ساخت «عاشقانه» همان مسیر را در جذب بیشتر مخاطب پیش گرفته است.

 

بازیگران / وقتی ستاره‌ها در شبکه نمایش خانگی به صف می‌شوند

«شهرزاد» از حضور بازیگران خوبی بهره برده است، حضور شهاب حسینی به عنوان یک سوپراستار در این سریال برای مخاطب جذابیتی ویژه دارد، علی الخصوص اینکه نقش قباد با ویژگی ‌های شخصیتی ‌اش نیز باعث شده تا محبوبیت این بازیگر در نزد بیننده دو چندان شود. ترانه علیدوستی، مصطفی زمانی و پریناز ایزدیار که چهار بازیگر اصلی جوان قصه هستند نیز در میان مخاطب از محبوبیت زیادی برخوردارند. ایزدیار بعد از بازی در این سریال و البته نه به واسطه آن بیش از پیش دیده شد. او برای بازی در «ابد و یک روز» موفق به دریافت جایزه بهترین بازیگر از جشنواره فیلم فجر شد. ترانه علیدوستی هم که اساسا بازیگر گزیده کاری در سینماست، با «فروشنده» خوش درخشید و همزمانی همه اینها با پخش «شهرزاد» خاطره خوش‌تری را از حضور این بازیگران در این سریال به جای گذاشت. در کنار حضور این بازیگران جوان، دیدن دوباره علی نصیریان پس از چند سال در یک سریال برای بیننده‌های یک سریال شبکه نمایش خانگی برگ برنده دیگری بود که حسن فتحی آن را رو کرد. درخشش فوق‌العاده نصیریان در نقش بزرگ‌آقا در سریال «شهرزاد» بار دیگر هوشمندی فتحی را در انتخاب و چینش درست بازیگران را به ما یادآوری کرد. فتحی از ابوالفضل پورعرب هم چند سالی است به دلیل بیماری‌اش کم کار شده برای بازی در این سریال دعوت کرد تا بیننده‌ها سوپراستار سال‌های نه چنوان دور سینما را دوباره در قاب تصویر ببینند. سایر بازیگران این سریال از جمله گلاره عباسی، با نقشی که می‌توان حدس زد در فصل دوم کلیدی‌تر شده است، هومن برق‌نورد، امیرحسین رستمی، پرویز فلاحی‌پور، محمود پاک نیت، مهدی سلطانی، سهیلا رضوی، نسیم ادبی و حالا در فصل دوم رویا نونهالی نیز همه به درستی در جای خود قرار گرفته‌اند.

«عاشقانه» هم مجموعه‌ای پربازیگر به شمار می‌آید که انصافا هم چهره‌های صاحب نامی را برای حضور در این سریال گرد هم جمع کرده است. هادی برای بیشتر نقش‌های اصلی سریالش به دنبال بازیگران شناخته‌ شده‌ای رفته که پیش‌ از این در تلویزیون هم دیده شدند، حسین یاری، مسعود رایگان، پانته‌آ بهرام، ساره بیات، هومن سیدی، بهاره کیان افشار و … علاوه بر تجربیات سینمایی‌شان در تلویزیون هم بازی کرده‌اند و مخاطب به واسطه همین حضور آنها در سیما ممکن است سابقه ذهنی پررنگ‌تری از آنها داشته باشد.

محمدرضا گلزار نیز به عنوان سوپراستار سینما در این سریال بازی قابل قبول‌تری از خودش به نمایش گذاشته و پا به پای سایر بازیگران تلاش کرده تا یک دستی بازی‌اش حفظ شود. حضور او که هنوز هم می‌توان امید داشت خیلی‌ها بخاطر بازی‌اش در یک فیلم به سینماها می‌آید در یک سریال شبکه نمایش خانگی ویژگی مثبتی برای «عاشقانه» به شمار می آید. در کنار او حضور مهناز افشار هم به عنوان بازیگری که بیشتر بر پرده سینما ظاهر شده برای طرفدارانش نکته‌ای جالب توجه به شمار می‌آید. گرچه که ویژگی‌های شخصیتی سرد و بی روح گیسو را برخی از مخاطبان هنوز هم چندان هضم نکرده‌اند.

اما هوشمندی هادی در این بحث در انتخاب بازیگر نقش پیمان با بازی هومن سیدی نمایان شد، این شخصیت از همان ابتدا به دل مخاطب نشست و بسیاری از صفحات مجازی پر شد از دیالوگ‌ها و تکیه‌کلام‌های این شخصیت که طرفداران زیادی در «عاشقانه» برای خودش دست و پا کرده است.

موسیقی و تیتراژ/ وقتی چاوشی و فرزین غوغا می‌کنند

شاید تا چند شال پیش تیتراژ فیلم یا یک سریال به اندازه حالا مهم نبود اما موسیقی و تیتراژ خوب چند سریال تلویزیونی اهمیت این ماجرا را به شدت بالا برد تا جاییکه حالا دیگر بسیاری  از خواننده‌ها برای بیشتر دیده شدن هم که شده برای تیتراژ خواندن سر و دست می‌شکنند و البته که برخی‌شان هم معتقدند تیتراژخوانی در تلویزیون مافیا دارد. با این اوصاف بیراه نبوده که کارگردان و تهیه کننده گان دو سریال محبوب نمایش خانگی از حداکثر توانشان برای جذب خواننده‌های خوش صدا و پرطرفدار برای سریال‌هایشان استفاده کنند. تلاش «شهرزاد»ی‌ها به تیراژخوانی محسن چاوشی برای این سریال منجر شد که طرفداران این خواننده پاپ را بیش از پیش مشتاق هنر هنرمند محبوب‌شان کرد. علاوه بر تیتراژ کلیپ‌های تصویری که چاوشی برای «شهرزاد» خواند هم بسیار مورد توجه قرار گرفت و در فضای مجازی نیز سر و صدا کرد تا بار دیگر ثابت شود موسیقی هنری فراموش نشدنی در هر جای این دنیاست.

اما فرزاد فرزین برای اهالی هنر به عنوان خواننده‌ای با قدرت صدای بالا شناخته می‌شود که البته تجربه بازیگری هم دارد. شاید هم همین موضوع دلیل انتخاب او برای خوانندن تیتراژ دلنشین «عاشقانه» بود که خیلی‌ها آن را از قطعاتی که فرزین تا به حال خوانده بیشتر دوست دارند. فرزین علاوه بر خوانندن تیتراژ و چند قطعه دیگر که به عنوان کلیپ تصویری در لا به لای «عاشقانه» مورد استفاده قرار می‌گیرد در این سریال بازی کرده و جالب اینکه بازی‌اش از تمام تجربیاتی که تا به حال در سینما داشته هم پخته‌تر و سنجیده‌تر شده و به همین دلیل هم مورد توجه قرار گرفته است. با این حال حضور فرزین در «عاشقانه» چه در مقام بازیگر و چه خواننده تیتراژ حضوری موفق به شمار می‌آید و این را از واکنش مخاطبان نیز به راحتی می‌توان فهمید.

گریم/ اشرافی‌هایی که لاکچری شدند

یکی از نکات جالب توجه در هر دو سریال مورد بحث ما چهره‌پردازی و طراحی لباس است که نقش پررنگی در هر دو سریال نیز دارد. با این تفاوت که در هر دوی این سریال‌ها متناسب با دوره و مقطع زمانی داستان به این دو مورد توجه شده است. در «شهرزاد» ما با خانواده‌هایی نسبتا مرفه رو به رو هستیم که ماشین سوار می‌شوند، دختر و پسرشان به دانشگاه می‌رود، پدر یکی‌شان فرش فروشی دارد و حتی اگر همه اینها را از صدقه سر بزرگ‌ آفا هم بدانیم باز باید خانواده شهرزاد و فرهاد را جزو قشر مرفه و یا حتی اشرافی آن دوره قرار بدهیم که شیکی و آراستگی در ظاهرشان نمایان است. در واقع خاستگاه طبقاتی آنها باعث دشه تا آنها در ظاهر هم با برخی دیگر از افراد جامعه آن دوران فرق داشته باشند.

خاستگاه طبقاتی آدم‌های قصه «عاشقانه» هم ما را با فضایی لاکچری و کاملا شیک رو به رو می‌کند که همان شباهت‌ها به طبقه اشرافی دوره زمانی «شهرزاد» را دارد. در عین حال تفاوت‌های دوران تاریخی این دو سریال اشرافی‌گری را به لاکچری بودن بدل کرده و به همین خاطرم هست که آدم ‌های قصه «عاشقانه» نیز همه خوش‌پوش، مرتب، کراوات زده، آرایش کرده و منظم اند.

ویژگی‌های بصری/ چشم‌نوازی از بستر تاریخ تا به امروز

«عاشقانه» و «شهرزاد» را می‌توان از حیث زیبایی‌نشناسی و جذابیت بصری در یک رده قرار دارد با این تفاوت که یکی نبودن مقطع زمانی قصه هر دو سریال را در این مورد نیز لحاظ کنیم و برخی تفاوت‌ها را هم بر این مبنا بدانیم. در «شهرزاد» نورپردازی‌ها و قاب بندی‌ها واجد نوعی زیبایی شناسی بصری تاریخی است که همین ویژگی‌ها در «عاشقانه» نیز به شکلی امروزی و نه صرفا به دلیل دارا بودن ویژگی‌های هنری نمود پیدا کرده است. مخاطب در «عاشقانه» هم با لوکیشین‌های مدرن، شیک و امروزی مواجه می‌شود که چه بسا برای سلیقه مدرن امروز چشم‌نوازی و جذابیت بیشتری هم دارد.

 

[ad_2]

لینک منبع

تنها "شهر جهانیِ ایران" هتل ۵ ستاره ندارد!

[ad_1]

یزد، به عنوان نخستین شهر تاریخی ایران و بیست‌ودومین اثر تاریخی کشور درحالی در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد که اکنون مهم‌ترین چالش این شهر پس از حفظ بافت تاریخی‌اش، با وجود میل شدید برای تغییر و ساخت و ساز، بهبود زیرساخت‌های مورد نیاز گردشگرانی است که برای دیدن این جواهر پارسی، راه سفر طولانی را به جان می‌خرند.

این همان چالشی است که مورد اشاره‌ی نماینده ویتنام – پیش از اعلام رأی نهایی یونسکو – نیز قرار گرفت؛ سوال این نماینده در چهل‌ویکمین اجلاس کمیته میراث جهانی، درباره نحوه‌ی خدمات‌دهی به گردشگرانی بود که این شهر تاریخی را برای سفر و دیدن انتخاب می‌کنند و «سیدمصطفی فاطمی» – مشاور عالی اداره میراث فرهنگی و گردشگری یزد –به آن پاسخ داده است.

هرچند او باور دارد یزد، زیرساخت‌های چندان آماده‌ای برای گردشگری ندارد، چون خیلی دیرتر از اصفهان و شیراز وارد دنیای گردشگری شده، اما به ایسنا گفت: زیرساخت‌های این شهر برای شرایط فعلی کفایت می‌کند، ولی با افزایش تعداد گردشگران بویژه پس از جهانی شدن، باید برای آینده پیش‌بینی‌هایی صورت گیرد.

او که برای یک دوره کوتاه در سال ۹۵ سرپرست اداره میراث فرهنگی و گردشگری یزد نیز بود، آماری از رشد گردشگران خارجی این شهر ارائه کرد و افزود: تعداد گردشگران یزد که در سال ۹۳ حدود ۱۲ هزار و ۳۰۰ نفر بود، در سال ۹۵ به ۱۱۳ هزار نفر رسید. این رشد، خیلی خوب و حتی از برنامه‌ها جلوتر بوده است.

فاطمی ادامه داد: یزد به نسبت اصفهان و شیراز سابقه‌ای در گردشگری ندارد، هرچند که شهری تاریخی با میراث فرهنگیِ فراوان است، اما آن دو شهر پیش از انقلاب هم در گردشگری فعال بودند، ‌ درحالی‌که یزد نزدیک یک دهه است به حوزه‌ی گردشگری وارد شده که البته در این مدت با رشد خیلی خوبی در جذب گردشگر روبرو بوده است. در واقع آغاز گردشگری در یزد از زمان دولت اصلاحات با ساخت هتل‌های جدید بود.

به گفته‌ی او، در حال حاضر یزد ۳۰۰ واحد اقامتی دارد که تعداد تخت‌های آن در سه سال گذشته از ۳ هزار به ۵ هزار تخت افزایش یافته است که برای یزد جهش خوبی به شمار می‌آید.

این کارشناس گردشگری با این حال، کمبود اقامتگاه مناسب را مهم‌ترین معضل گردشگری این شهر می‌داند و می گوید: یزد فعلا هتل ۵ ستاره ندارد، هتل‌های آن چهار ستاره به پایین هشتند، هرچند با افزایش شمار گردشگران داخلی و خارجی در سال‌های اخیر، سه سرمایه‌گذار برای ساخت هتل ۵ ستاره درخواست داده‌اند که به دلیل محدودیت منابع مالی، تا کنون به سرانجام نرسیده‌؛ البته یکی از این سه پروژه، با توجه به روند و پیشرفتی که دارد احتمالا تا پایان سال به بهره‌برداری برسد.

وی اضافه کرد: تاکید یزد بیشتر روی ساخت هتل ۵ ستاره است، مخصوصا بعد از ثبت جهانی، با این حال فعلا بیشترین متقاضیان سرمایه‌گذاری در حوزه اقامت، خواهان راه‌اندازی واحدهای کوچک‌تر و بومگردی هستند که البته این هم نیاز یزد است، اما کفایت نمی‌کند.

او تاکید کرد: برای ارتقاء و ساخت واحدهای اقامتی بیشتر، یزد حتما به زمان بیشتری نیاز دارد.

فاطمی درباره اعلام آمادگی خارجی‌ها برای سرمایه‌گذاری در یزد نیز اظهار کرد: سرمایه‌گذارهایی از خارج کشور داشتیم، ولی تردیدها در حوزه ‌بین‌الملل همچنان وجود دارد، با این حال ابراز علاقه‌هایی شده، ولی اقدامی نشده است.

وی ادامه داد: یزد پیش از آن‌که در یونسکو ثبت شود با توجه به افزایش شمار گردشگران، تامین زیرساخت را شروع کرده بود. البته هتل تنها زیرساخت مورد نیاز نیست، هرچند که مهم‌ترین نیاز و اساسی‌ترین کمبود این شهر به شمار می‌آید، ولی یزد به سرویس بهداشتی، حمل و نقل درون و برون شهری و همچنین ناوگان هوایی با کیفیت هم نیاز دارد.

او با اشاره به تاکسی گردشگری که چندی پیش در یزد راه‌اندازی شد، گفت: این پروژه همچنان درحال جریان است، هرچند آنطور که ما می‌خواستیم پیش نرفت، ‌ چرا که اجرای موفق آن به هماهنگی سایر دستگاه‌ها نیاز دارد.

کارشناس گردشگری یزد، درباره‌ی محدودیت‌های بافت تاریخی این شهر بویژه پس از ثبت در فهرست جهانی یونسکو، که احتمالا مانعی برای گسترش و یا ایجاد زیرساخت‌های گردشگری خواهد شد، اظهار کرد: بافت تاریخی این شهر مثل دریا می‌ماند، باید در ساحلِ آن سرمایه‌گذاری کرد، چون در اطراف این بافت، فضای کافی برای ایجاد زیرساخت‌های مورد نیاز وجود دارد.

مشاور عالی مدیرکل میراث فرهنگی و گردشگری استان یزد همچنین درباره وجود خط مشئ و یا نقشه‌ی راه گردشگری برای این شهر، گفت: قبلا برنامه پنج ساله‌ای برای یزد با عنوان «خوش‌آمد به یزد» تهیه شده بود که از ابتدای سال ۹۵ آغاز شده؛ در آن برنامه، محورهای گردشگری، تقویم جشنواره‌ها، نمایشگاه‌ها، برنامه‌های سرمایه‌گذاری و استراتژی گردشگری به صورت زمان‌بندی تعیین شده است. در استراتژی کوتاه مدت تمرکز بر تکمیل طرح‌های نیمه‌تمام، ایجاد بوم‌گردی، افزایش ظرفیت اقامت، رفع ضعف‌های مدیریت هتلداری و تبدیل برخی ساختمان‌های بدون کاربری به هتل و واحد اقامتی، است. در استراتژی بلند مدت نیز سیاست بر خرید یکسری زمین‌ از سازمان مسکن و شهرسازی و واگذاری آن‌ها با قیمت مناسب به سرمایه‌گذاران برای ساخت هتل است. در همین راستا حتی کارخانه نساجی قدیمی که در کنار بافت تاریخی یزد بود به سرمایه‌گذارانی سپرده شد تا به هتل تغیر کاربری داده شود.

 فاطمی گفت: برنامه‌های گردشگری و سرمایه‌گذاری در یزد بر اساس و اصول این برنامه که در یزد با عنوان ۹۵ + ۵ معروف شده بود، پیش می‌رود.

[گزارش از: سمیه حسنلو]

[ad_2]

لینک منبع

تلویزیون اجازه دهد در بحث آموزش جنسی فراتر برویم

[ad_1]

 

این برنامه‌ساز پیشکسوت تلویزیون گفت: تلویزیون رسانه‌ای است که باید به شکل خاص خود این آموزش‌ها را به کودکان ارائه دهد؛ به عنوان مثال در برنامه‌هایی که تاکنون داشته‌ایم تلاش کرده‌ایم، قدرت نه گفتن را به مخاطب کودک یاد بدهیم؛ اینکه کودک بتواند در برابر درخواستی که از او می‌شود این قدرت را داشته باشد که پاسخ دهد البته باید این جنس مسائل پله پله شکافته شود.

قناد با تاکید بر اینکه آموزش برای کودکان در وهله‌ی اول باید از طریق خانواده کودک صورت بگیرد، گفت: آموزش‌های اولیه ایمنی جنسی باید در وهله‌ی اول از سوی والدین و خانواده‌ها به کودک اطلاع‌رسانی شود؛ چراکه بسیاری از مسائل از خود خانواده نشأت می‌گیرد. بنابراین والدین باید با ظرافت خاص بچه‌ها را با این مقوله آشنا کنند.

این برنامه‌ساز قدیمی تلویزیون با اعتقاد بر اینکه تلویزیون هم به عنوان یک معلم می‌تواند نقش موثری در آموزش کودکان ایفا کند، بیان کرد: تلویزیون باید اجازه بدهد تا برنامه‌سازان ما تا جایی که احساس کنند به جایی لطمه‌ نمی‌خورد، بازتر حرف بزنند و در برخی مباحث آموزشی فراتر پیش بروند. رسانه مثل یک معلم است و می‌تواند با حضور کارشناسان به خوبی بچه‌ها را آموزش دهد. به راحتی می‌توان با بچه‌هایی که در مسابقات تلویزیونی شرکت می‌کنند، فراتر از این مسائل حرف زد اما برخی اوقات فکر می‌کنیم این عیب است و نباید به این مسائل پرداخت. به همین دلیل بارها و بارها در برنامه‌های تلویزیونی حاشیه‌هایی از این قبیل پیش آمده است که مجری تلویزیون به دلیل ترس از حاشیه‌های پیش‌آمده نتوانسته است مسائل را موشکافانه و با احتیاط جمع کند.

وی با تاکید بر اینکه ضرورت انتقال آگاهی و آموزش ایمنی به کودکان در برنامه‌های کودک بسیار احساس می‌شود، گفت: شاید اگر پیش از این کودکان را آگاهتر کرده بودیم و قدرت نه گفتن را به آنها آموزش می‌دادیم، کودکی مثل آتنا که توسط دوست پدرش ربوده شد، به خوبی می‌توانست قدرت نه گفتن را نشان بدهد؛ بنابراین وظیفه ما رسانه‌ها اینجاست که سنگین‌تر است.

قناد سپس با یادآوری اینکه مدرسه و رسانه هر کدام در نوع خود می‌توانند آموزش‌های لازم را به کودکان ارائه دهند، اظهار کرد: در وهله اول جای آموزش مسائل ایمنی جنسی برای کودکان، در خانواده است.

این مجری برنامه‌های کودکان درباره نقش تلویزیون در آموزش مسائل ایمنی جنسی به کودکان، تاکید کرد: این میزان آموزش به کارشناسان تلویزیون برمی‌گردد. صداوسیما کارشناسانی دارد که با آموزش و پرورش و برنامه‌سازان در ارتباط هستند و ما به عنوان برنامه‌ساز در حد خودمان می‌توانیم به خردسالان، کودکان و نوجوانان آموزش‌های لازم را بدهیم اما در نهایت بهترین راه پیشنهاد کارشناسان است که با همکاری سایر ارگان‌ها به ما هم دیکته کنند که با چه شیوه‌هایی مسائل را به کودکان آموزش دهیم و در این میان تجربه تهیه‌کننده، کارگردان و مجری برنامه تلویزیون لازم و ضروری است.

قناد در پایان با ابراز امیدواری نسبت به اینکه دیگر اتفاقاتی از جنس آتنا در کشورمان رخ ندهد، گفت: این اتفاقات دل آدم را به درد می‌آورد و بیش از هر چیزی نشأت‌گرفته از خود خانواده‌هاست چرا که بیش از هر کسی آنها می‌دانند بچه‌هایشان چه جایگاهی دارند و چگونه باید آموزش ببینند. همه اینها تلنگری است که خانواده‌ها و برنامه‌سازان بیشتر آگاه شوند و پله پله این آموزش صورت بگیرد، از خانواده شروع می‌شود تا مهد کودک، مدرسه و دانشگاه هر کدام از این مقاطع باید به میزان خود آگاهی‌های لازم را به فرد ارائه دهند.

[ad_2]

لینک منبع