پشت پرده توقف نمایش «مارمولک»

[ad_1]

منوچهر محمدی و محمدمهدی حیدریان در مقام تهیه‌کننده یک فیلم سینمایی و رئیس سازمان سینمایی (معاون سینمایی وزیر ارشاد) بعد از سال‌ها دوباره در شرایطی مشابه قرار گرفته‌اند. سال ۱۳۸۳ زمانی که «مارمولک» به کارگردانی کمال تبریزی و تهیه‌کنندگی محمدی روی پرده سینما رفت٬ حیدریان مسئولیت مدیریت سینما را برعهده داشت. او به واسطه جایگاهی که در سینما داشت٬ به صورت مستقیم با اتفاقاتی که برای این فیلم رخ داد٬ درگیر شد و حالا «اکسیدان» ساخته جدید محمدی در دوره‌ای که باز هم حیدریان مدیریت سینما را برعهده دارد در جریان اکران با چالش‌هایی رو‌به‌رو شده است: از اعتراض‌ها به فیلم در برخی رسانه‌ها تا جمع‌کردن امضا از سوی تعدادی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی.

در مورد دلایل اینکه چطور «اکسیدان» در آستانه روی کار آمدن دولت جدید و معرفی کابینه تبدیل به موضوعی حاشیه‌ساز شده است٬ حدس و گمان‌هایی مطرح است٬‌ اما به نظر می‌رسد برای درک درست آنچه که سبب می‌شود یک فیلم سینمایی تبدیل به دغدغه برخی نمایندگان مجلس و تعدادی از رسانه‌ها شود٬ لازم است تا زمانی بگذرد. تقریبا مشابه زمانی که از اتفاقات و حواشی رخ داده برای «مارمولک» گذشت و حالا امروز می‌توان آن اتفاقات را در رشته‌ای منطقی پشت هم چید.

در حالی که حیدریان برای پاسخ‌گویی در مورد دو فیلم «اکسیدان‌» و «مادر قلب اتمی» باید راهی مجلس شورای اسلامی شود٬ با بازگشتی به ۱۳ سال قبل نگاهی به ماجراهای «مارمولک» صورت می‌گیرد.

اسفند پرماجرا

سال ۱۳۸۲ زمانی که «مارمولک» در بیست و دومین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد علاوه بر آنکه توانست جایزه بهترین فیلم از نگاه مردمی را کسب کند٬ جایزه بین‌المذاهب را هم دریافت کرد تا با کسب این جایزه به نظر برسد برخلاف حساسیت‌های موضوع فیلم٬ مشکلی بر سر راه اکران آن نخواهد بود٬ اما همه چیز آنچنان که تصور می‌شد پیش نرفت و صدای سازهای مخالف از اوایل اسفندماه ۱۳۸۲ بلند شد.

تبریزی در گفت‌و‌گویی که یک سال بعد از اتفاق پایین کشیدن فیلم از پرده انجام داد٬ به این موضوع اشاره کرد که خود او به عنوان کارگردان و محمدی در مقام تهیه‌کننده متوجه حساسیت‌ها روی فیلم بودند و از همین رو بعد از جشنواره و پیش از آنکه فیلم به اکران عید برسد٬ آن را برای برخی از مسئولان عالی رتبه به نمایش گذاشتند. روایت تبریزی از آن نمایش‌ها به این شرح است: «فیلم «مارمولک» پروانه نمایش داشت. به دلیل حساسیت موضوع و مشکلاتی که امکان داشت در نمایش عمومی به وجود آید، تهیه‌کننده پیش از اکران، فیلم را برای آدم‌هایی که در رأس تصمیم‌گیری کشور هستند به نمایش درآورد.» او در پاسخ به اینکه منظور از افرادی که در راس تصمیم‌گیری قرار دارند چه کسانی است چنین پاسخ داد: «قوه قضاییه، وزارت کشور، وزارت اطلاعات، شورای نظارت بر تولیدات صدا و سیما…»

اما تمام این محکم‌کاری‌ها کارگر نیفتاد تا اینکه فیلم به بهانه پایان نیافتن ماه صفر از اکران نوروزی بازماند و قرار بر آن شد تا «مارمولک» روز دوم اردیبهشت ماه ۱۳۸۳ در سالن‌های سینما اکران شود. تصمیم برای تعویق اکران فیلم در هماهنگی بین تهیه‌کننده و مسئولان در ارشاد گرفته شد تا هم حساسیت‌ها فروکش کند و هم بهانه‌ها برای اشکال‌گیری از فیلم به کمترین حد برسد٬ اما این تدبیر در مقابل صف‌کشی گروهی مخالف مقابل فیلم نتوانست چندان کارساز باشد.

شروع فروش میلیاردی

دوم اردیبهشت‌ انتظار مخاطبان مشتاق به پایان رسید و صف‌های طولانی مقابل سالن سینما برای تماشای رضا مارمولک شکل گرفت. فیلم در سئانس‌های مختلف در تهران و شهرستان‌ها با استقبال رو‌به‌رو شد و در عین حال که از یک سو فیلم رکوردهای فروش را پشت سرمی‌گذاشت از سوی دیگر صدای مخالفان هم بلند و بلندتر می‌شد.

اینکه یک خلافکار با پوشیدن لباس روحانیت وارد محله‌ای می‌شود و سعی می‌کند راه فرار تازه‌ای برای خود بیابد٬ سوژه‌ای نبود که در سال‌های نخست دهه ۸۰ به سادگی پذیرفته شود٬ اما روایت‌ها از حساسیت‌ها در مورد این فیلم به وضوح نشان می‌دهد٬ همه چیز به حساسیت‌ها نسبت به سوژه برنمی‌گردد٬ یعنی صرفا جایگاه روحانیت در جامعه نبود که سرنوشت «مارمولک» را رقم زد٬ بلکه این ماجرا بیش از آنکه اصل باشد تبدیل به بهانه‌ای شد برای پیش بردن برخی اهداف.

روایت جعفر صانعی‌مقدم٬ مدیرکل وقت اداره نظارت و ارزشیابی از ماجرا به این شرح است: «اگر منصفانه به قضیه نگاه کنیم، آیا تمام اتفاقاتی که در مورد این فیلم («مارمولک») و یا برخی از فیلم‌ها رخ داد مربوط به خارج از سینما بود؟ یعنی هیچ‌گونه نامه‌نگاری و خط دادنی را از داخل سینما و از طرف رقبا نمی‌بینید؟ کسانی که به جاهای مختلف کشور رفتند و در مورد «مارمولک» صحبت کردند، افراد غیرسینمایی نبودند.»

صانعی این سخنان را فقط چند ماه بعد از آنکه از مسئولیت خود در اداره نظارت و ارزشیابی کنار رفته بود٬ بیان کرد و از رقبایی سخن گفت که به نظر می‌رسد تاب دیدن صف‌های طولانی و فروش بالای فیلم محمدی و تبریزی را نداشتند: «ما به وجود رقبایی اعتقاد داریم که شاید نتوانند اینچنین فیلم بسازند، پس تصمیم می‌گیرند رقیب خود را از دور خارج کنند. در این چهار سال، با تمام وجود حس کردم که از این دست اقدامات در سینمای ما رخ می‌دهد.»

به گفته تبریزی فیلم پیش از اکران برای نهادهای تصمیم‌گیر و تاثیرگذار به نمایش درآمد٬ اما فیلم در حوزه علمیه و برای مراجع پخش نشده بود٬ بر همین اساس آنان در جریان اظهارنظرهای خود فقط به گفته اطرافیان استناد می‌کردند و همین فرصت را برای برخی بدگویی‌ها فراهم کرده بود. تبریزی این بخش از ماجرا را چنین روایت کرد: «اظهار نظر مراجع پس از نمایش عمومی فیلم به گونه‌ای نبود که نشان دهد این افراد فیلم را تماشا کرده‌اند. آنها با اعتماد به گفته‌ها و تعریف‌های افراد معتمد خود٬ نظراتشان را در مورد «مارمولک» بیان می‌کردند. بدگویی‌ها و خبرچینی‌ها باعث عکس‌العمل این افراد شد. پس از نمایش اولیه فیلم برای افرادی که ذکر شد هیچ‌کسی احساس نکرد این فیلم در اکران با مشکل روبه‌رو شود. تنها برخی به دلیل رفع حساسیت‌ها سفارش می‌کردند یکی دو صحنه تعدیل و یا دیالوگی کم شود، اما هیچ‌کس نگفت فیلم غیرقابل نمایش است.»

شروع پایین کشیدن فیلم از پرده

اتفاقی که در جریان اکران «مارمولک» رخ داد به این شرح بود که ابتدا مطبوعات از جمله روزنامه جمهوری اسلامی شروع به انعکاس نظرات برخی از روحانیون مخالف فیلم کردند. این مخالفت‌ها که از تهران شروع شده بود٬ دامن فیلم را در شهرستان‌ها گرفت. به گفته تبریزی «مارمولک» از یک سئانس تا یک هفته در برخی شهرستان‌ها روی پرده رفت. پایان دادن به اکران فیلم در رشت و واکنش‌هایی که نسبت به آن وجود داشت خود در رسانه‌ها انعکاس گسترده‌ای یافت.

وضعیت برای فیلم و سازندگانش روز به روز پچیده‌تر می‌شد. در شرایطی که سازندگان فیلم مورد تهمت و افترا قرار می‌گرفتند٬ تصمیم‌گیری در مورد اینکه ادامه اکران فیلم به صلاح است یا نه کار دشواری بود. آنچه تبریزی در مورد آن مقطع می‌گوید به این شرح است: «مرتب با وزیر ارشاد و معاون سینمایی جلسه داشتیم. صحبت و بحث می کردیم تا ببینیم برداشتن فیلم از روی پرده مناسب است یا نه. که نهایتاً مجموع آرا به این نتیجه رسید که پس از سه هفته بهتر است جلوی نمایش فیلم گرفته شود.» زمانی سازندگان «مارمولک» پذیرفتند اکران فیلم ادامه نداشته باشد که به گفته تبریزی: «بعضی از سخنرانان، منبر خود را به بررسی «مارمولک» اختصاص داده بودند.»

گفته می‌شود در آن دوره حتی برخی مراجع قضایی محلی٬ احکامی بسیار سنگین در حد اشد مجازات برای تهیه‌کننده بریده بودند.

اما ماجرا از نگاه صانعی‌مقدم به گونه دیگری است٬ او که تاکید داشت در دوره مدیریتش تمام تلاش خود را کرده بود تا دخالت‌های خارج از سینما کمترین آسیب را به تولیدات سینمای ایران بزنند٬ در مورد پایان دادن به اکران فیلم چنین گفت: «در مورد «مارمولک» من بسیار تلاش کردم اکران فیلم ادامه پیدا کند، تا حدی که خود کارگردان و تهیه‌کننده کمتر از من پای ادامه اکران فیلم ایستاده بودند.»

پایان مقاومت‌ها

با وجود همه تلاشی که سازندگان فیلم٬ مدیریت سینمایی وقت و وزیر ارشاد انجام دادند٬ «مارمولک» روز هفدهم اردیبهشت ماه از ادامه اکران بازماند. در حالی فروش فیلم متوقف شد که همچنان تا آخرین سئانس‌ها صف مشتاقان برای تماشای فیلم مقابل سالن‌های سینما شکل می‌گرفت٬‌ اما از سوی دیگر برخی رسانه‌ها همچنان در حال دامن زدن به فضای منفی علیه آن بودند.

روایت تبریزی از جوسازی برخی رسانه‌ها به این شرح بود:‌ «جوی در حاشیه فیلم ایجاد شده بود که مطبوعات هم به این مسئله دامن زدند. خیلی ناجوانمردانه بدون اینکه بخواهند فیلم را دقیق نقد و بررسی کنند ما را متهم به جاسوسی کردند.»

«مارمولک» با مجموع فروش یک و نیم میلیارد تومان از پرده سینما پایین کشیده شد در حالی که هم پروانه نمایش داشت و هم مسئولان سینمایی عنوان توقیفی را به آن نسبت ندادند. فیلم بدون آنکه از سوی هیچ نهادی توقیف شده باشد٬ فقط به دلیل فشارها از پرده پایین کشیده شد.

ناگفته‌ها

تبریزی در گفت‌و‌گوی خود در سال ۱۳۸۴ در ماه‌هایی که به تازگی دولت نهم مستقر شده بود٬ اعلام کرد به دلیل حساسیت‌هایی که نسبت به دولت و سینما در دوره ریاست جمهوری سیدمحمد خاتمی وجود داشت٬ اعتراض‌ها به «مارمولک» نیز با صدای بسیار بلند مطرح شد. به اعتقاد او‌ «اگر فیلم در شرایط فعلی (پاییز سال ۱۳۸۴) و حضور و نفوذ دولت حاضر روی پرده می‌رفت، آن قدر اسلحه ها خاموش و شمشیرها غلاف بود که دیگر مشکلی برای کار به وجود نمی آمد.»

شاید گفته تبریزی درست باشد و شاید به گفته صانعی‌مقدم بیش از هر جریان سیاسی خود اهالی سینما بودند که پشت «مارمولک» را خالی کردند٬ اما جدای از تمامی این‌ها روشن است٬ همچنان ناگفته‌هایی در مورد «مارمولک» وجود دارد. آیا واقعا ردپای اهالی سینما هم در این پرونده دیده می‌شود؟ واقعا اگر «مارمولک» در دولت دیگری اکران می‌شد٬ اینچنین مورد آزار و اذیت قرار نمی‌گرفت؟ با استناد به گفته صانعی‌مقدم چرا کارگردان و تهیه‌کننده زودتر از مدیریت دولتی خود را تسلیم فشارها کرد؟ آنچه سازندگان فیلم را تهدید می‌کرد تا این حد جدی بود که تن به فشارها بدهند؟

و پرسش‌های دیگر: اینکه آیا مخالفان آن روزهای فیلم همچنان در جبهه مخالفان هستند؟ آیا از مراجعی که زمانی با فیلم مخالفت کردند کسی نسخه‌ای از «مارمولک» را دیده تا براساس واقعیت‌های فیلم نظر دهد و آیا بعد از تماشای فیلم نظر آنان تغییر نکرده است؟

شاید بعد از این ۱۳ سال چند وقت دیگر هم لازم باشد بگذرد تا این بار هم پرده از بخشی دیگر از حقایق برداشته شود.

پیشگیری از یک اشتباه تکراری

آنچه در فاصله بین اسفند سال ۱۳۸۲ تا نیمه اردیبهشت ۱۳۸۳ برای «مارمولک» رخ داد چند نتیجه به همراه داشت: اول اینکه نسخه قاچاق فیلم که با کیفیت بسیار پایینی از پرده سینما تهیه شده بود٬ به صورت وسیعی در داخل و خارج از کشور توزیع شد و در نتیجه آن بی‌اغراق می‌توان گفت هر ایرانی بارها این فیلم را دیده است٬ پس بر این اساس تمامی آن سروصدا برای اینکه فیلم دیده نشود کاملا ناکام ماند و تنها ضرر آن متوجه گیشه سینمای ایران شد. در نهایت نیز همچنان «مارمولک»‌ یکی از به یادماندنی‌ترین فیلم‌های تاریخ سینمای ایران است.

نکته بعد اینکه اگر برخی قصد داشتند با این فیلم جلوی ورود شخصیت روحانی را به سینما بگیرند و یا حتی اجازه ندهند با این شخصیت شوخی شود٬ کاملا ناکام ماندند و بعد از «مارمولک» راه برای ورود این شخصیت به سینمای باز شد و حالا می‌توان از چندین و چند فیلم سینمایی نام برد که شخصیت روحانی در آن حضور پررنگ دارد و گاه شوخی‌ها با این شخصیت در فیلم دیده می‌شود. به وضوح «مارمولک» توانست مفهوم آنچه را که زمانی گناهی بزرگ محسوب می‌شد٬ تغییر دهد.

نکته سوم در مورد موضع‌گیری‌ها در مقابل «مارمولک» اینکه حتی همان مخالفان سرسخت فیلم٬ بعد از گذشت مدت زمانی رای خود را تغییر دادند و در محافلی اعلام کردند از کرده خود در مورد این فیلم پشیمان هستند.

نکته چهارم اینکه٬ «مارمولک»٬‌ «آدم برفی» و «به رنگ ارغوان» تنها نمونه‌هایی از فیلم‌هایی‌اند که به جرم گفتن حرفی نو در سینما یا مدتی از اکران محروم شدند٬ یا از پرده پایین کشیده شدند: اتفاقاتی که هزینه و خساراتی را روی دست کشور باقی گذاشت که عملا بی‌مورد به نظر می‌رسد. واقعیت این است که امروز در شرایط کنونی جامعه حتی اگر تلاشی برای توقیف یک فیلم باشد٬ این اتفاق شدنی نیست و مردم فیلم‌ها را می‌بینند٬ بنابراین به نظر می‌رسد به جای تبدیل کردن فیلم‌ها به هزینه‌ای سنگین برای کشور٬ با مدیریتی هوشمندانه٬ جلوی ضررها گرفته شود٬ یعنی با ایجاد شرایط اکران مناسب برای فیلم‌های دارای مجوز٬‌ جلوی برخوردهای چکشی با فیلم‌‌ها گرفته شود.

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *